شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦١ - ٢٨١٦ اين يغركم سراب الال
٢٨١١ اين الذين ملكوا من الدنيا اقاصيها[١].
كجايند آنانكه مالك شدند از دنيا تا اطراف دور آن را.
٢٨١٢ اين الذين استذلوا الاعداء و ملكوا نواصيها[٢].
كجايند آنانكه خوار گردانيدند دشمنان را، و مالك شدند پيشانيهاى ايشان را، «مالك شدن پيشانى كسى» كنايه از تسلط بر اوست.
٢٨١٣ اين الذين دانت لهم الامم.
كجايند آنانكه فروتنى كردند از براى ايشان امتها يعنى اهل دنيا يا طوايف مردم.
٢٨١٤ اين الذين بلغوا من الدنيا اقاصى الهمم.
كجايند آنانكه رسيدند از دنيا بنهايتهاى همتها يعنى به آن چه نهايت همتهاى مردم بود و كسى همت بر زياد بر آن نگمارد.
٢٨١٥ اين تختدعكم كواذب الآمال.
كجا فريب مىدهد شما را اميدهاى دروغ يعنى اميدهاى دروغ كه فريب مىدهد شما را و مشغول مىگرداند بسعى از براى آنها، «كجا مىبرد شما را» يعنى بكجا مىرساند عاقبت حال شما را، و دروغ بودن آنها باعتبار آنست كه بعمل نيايد.
٢٨١٦ اين يغركم سراب الال.
كجا فريب مىدهد شما را سراب آل، «آل» نيز بمعنى سراب است و غرض تأكيد است يا مخصوص آن است كه در اول روز ديده شود و بنا بر اين از قبيل اضافه عام بخاص است و مراد بآن آرزوهاى بىاصل و اميدهاى باطل است و تخصيص بآل
[١] - شارح( ره) ياء« اقاصيها» و« نواصيها» را حركه نگذاشته و گويا نظر باين داشته كه ممكن است ياء را در اين گونه موارد بدون حركه و ساكن خواند از قبيل« أعط القوس باريها».
[٢] - شارح( ره) ياء« اقاصيها» و« نواصيها» را حركه نگذاشته و گويا نظر باين داشته كه ممكن است ياء را در اين گونه موارد بدون حركه و ساكن خواند از قبيل« أعط القوس باريها».