شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٤ - ٢٢٦١ آمن تأمن
٢٢٥٦ اشكر تزد.
شكر نعمت كن تا زياد گردانى، و ممكن است «تزد» بصيغه مجهول خوانده شود يعنى زياد گردانيده شوى يعنى نعمت تو زياد شود.
٢٢٥٧ انعم تحمد.
نعمت بده تا ستايش كرده شوى.
٢٢٥٨ اطلب تجد.
بجوى تا بيابى، يعنى مطلبى را كه خواهى كه برسى بآن طلب كن تا بيابى آن را، زيرا كه كم است كه كسى بى سعى و طلب بمطلب رسد[١]، و همچنين كم است كه هر گاه كسى مطلبى را نيكو طلب كند و مبالغه در آن، نرسد بآن، چنانكه مشهور است كه: من دق بابا و لج ولج هر كه بكوبد درى را و ايستادگى كند در آن بگشايد آن را يعنى داخل شود آنرا»
٢٢٥٩ اتق تفز.
پرهيزگارى كن تا بترس از خدا تا فيروزى يابى.
٢٢٦٠ اقنع تعز[٢].
قناعت كن تا عزيز گردى يعنى نزد خدا و خلق.
٢٢٦١ آمن تأمن.
ايمان بيار تا ايمن گردى يعنى در دنيا و آخرت، و ممكن است كه مراد اين باشد كه ايمن گردان مردم را از خود تا آزار و اذيت تو بايشان نرسد، و «تا ايمن گردى» يعنى از خدا و خلق.
[١] - از اينجا تا آخر عبارت فقط در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار است.
[٢] - اين فقره در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار در اينجا هست ليكن در اصل نسخه نيست.