شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٥ - ٣١٨٦ اعدل الناس من انصف من ظلمه
٣١٨٠ اكثر الناس ضعة من تعاظم فى نفسه.
بيشترين مردم بحسب خوار نمودن خود كسيست كه بزرگ نمايد در نفس خود يعنى خود را بزرگ داند.
٣١٨١ اغلب الناس من غلب هواه بعلمه.
غالبترين مردم كسيست كه غلبه كرده باشد بر خواهش خود بدانائى خود.
٣١٨٢ اقوى الناس من قوى على غضبه بحلمه.
تواناترين مردم كسيست كه استوار باشد بر خشم خود ببردبارى خود.
٣١٨٣ افضل الحلم كظم الغيظ و ملك النفس مع القدرة.
افزونترين بردبارى فرو خوردن خشم است و مالك بودن نفس خود با وجود قدرت يعنى قدرت بر تلافى و انتقام.
٣١٨٤ احسن العفو ما كان عن قدرة.
نيكوترين در گذشتن آنست كه بوده باشد از روى قدرت يعنى با وجود قدرت بر تلافى و انتقام.
٣١٨٥ افضل الجود ما كان عن عسرة.
افزونترين بخشش آنست كه بوده باشد از سختى يعنى با وجود سختى و پريشانى دهنده.
٣١٨٦ اعدل الناس من انصف من ظلمه.
دادگرترين مردم كسيست كه انصاف آورد و دادگرى نمايد از ستمى كه خود كرده باشد[١].
[١] - پوشيده نماند كه شارح( ره) در اينجا اشتباه كرده توضيح آنكه« من ظلمه» موصول وصله است نه جار و مجرور، پس معنى اين است كه: عادلترين مردم كسى است كه كه انصاف دهد و عدالت كند كسى را كه نسبت باو ستم كرده است يعنى با ظالم خود معامله كسى را كند كه نسبت باو عدالت كرده است چنانكه با مقابله آن با« من انصفه» كه در عبارت آينده است اين مدعا واضحتر مىشود.