شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٥ - ٣٥٥٣ ان امرنا صعب مستصعب لا يحتمله الا عبد امتحن الله قلبه للايمان و لا يعى حديثنا الا صدور امينة و احلام رزينة
٣٥٥٢ ان اولياء الله تعالى كل مستقرب اجله مكذب امله كثير عمله قليل زلله.
بدرستى كه دوستان خدا هر كسى است كه نزديك شمارنده باشد اجل خود را، تكذيب كننده باشد اميد خود را، بسيار باشد عمل خير او، كم باشد لغزش او، مراد به «نزديك شمردن اجل» اين است كه عمل كند عمل كسى كه اعتقاد نزديكى اجل خود داشته باشد باين كه كمال اهتمام كند در كردن طاعات و باز ايستادن از معاصى و روا ندارد تسويف و تأخير خيرات را، يا اين كه در واقع نزديك داند باعتبار اين كه هر چند طول بكشد در واقع نزديك است و بآن اعتبار همواره مشغول گردد بطاعات و منع كند خود را از معاصى، و ممكن است كه كنايه باشد از اين كه اميدهاى دور و دراز از براى خود قرار ندهد، و هر لحظه احتمال رسيدن اجل دهد و منتظر رسيدن آن باشد، و مراد به «تكذيب كردن اميد» اين است كه آن را دروغگو داند يعنى داند كه اكثر اميدها دروغ باشد و بعمل نيايد پس از پى آن نبايد رفت.
٣٥٥٣ ان امرنا صعب مستصعب لا يحتمله الا عبد امتحن الله قلبه للايمان و لا يعى حديثنا الا صدور امينة و احلام رزينة.
بدرستى كه امر ما سخت سخت يافت شده است، و ممكن است كه «مستصعب» بكسر عين بصيغه فاعل خوانده شود كه بمعنى صعب باشد و تأكيد باشد، بر نمىدارد آن را مگر بنده كه آزموده باشد خدا دل او را از براى ايمان، و حفظ نمىكند حديث ما را مگر سينههاى استوار و عقلهاى با آرام و وقار، مراد به «ما» ائمه صلوات الله عليهم أجمعين است، و مراد به «امر ايشان» ممكن است كه حال و شأن و رتبه و منزلت ايشان باشد و مراد اين باشد كه آن امريست كه سخت است در واقع و سخت يافتهاند آن را مردم و دشوار مىشمارند و قبول نمىكنند، و «بر نمىدارد آن را» يعنى قبول