شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٧ - ٣٥٥٣ ان امرنا صعب مستصعب لا يحتمله الا عبد امتحن الله قلبه للايمان و لا يعى حديثنا الا صدور امينة و احلام رزينة
صلوات الله و سلامه عليه پس فرمود: و الله اگر مىدانست ابو ذر آنچه را در دل سلمان بود مىكشت او را، و هر آينه بتحقيق كه عقد برادرى بسته بود رسول خدا ٦ ميانه ايشان، پس چيست گمان شما بساير خلق؟! بدرستى كه علم علما سخت سخت يافته شده است، بر نمىدارد آن را مگر پيغمبر مرسلى يا فرشته مقربى يا بنده مؤمنى كه گنجايش داده باشد خدا دل او را از براى ايمان. و فرمود كه: و بدرستى كه نگرديده بود سلمان از علماء مگر از براى اين كه مردى بود از ما اهل بيت پس از براى اين نسبت دادم او را بسوى علما، زيرا كه ظاهر اين حديث شريف اين است كه در علوم علما يعنى اهل بيت : و بعضى كه ملحق بايشان شدند باعتبار كمال معرفت و علم مثل حضرت سلمان كه در شأن او وارد شده كه: سلمان از ما اهل بيت است، علمى چند است كه بر نمىدارد آنها را مگر پيغمبر مرسلى يا فرشته مقربى يا بنده مؤمنى كه گنجايش داده باشد خدا دل او را از براى ايمان. و مراد به «بر نداشتن غير جماعت مذكوره آنها را» يا اين است كه نمىفهمند آن را و نمىتوانند بكنه حقيقت آن رسند بلكه آن را كفر مىدانند و بآن اعتبار فرمودهاند كه: اگر ابو ذر مىدانست آنچه را در دل سلمان بود مىكشت او را، يعنى اگر مطلع مىشد بر بعضى عقايد او مىكشت او را بسبب اين كه عقل او بحقيقت آنها نمىتوانست رسيد، و آنچه را مىفهميد از آنها بد و كفر مىدانست و صاحب آن عقايد را مستحق قتل مىدانست پس مىكشت او را، و يا اين كه غير ايشان تاب تحمل آن علوم نمىآورند و حوصله آن ندارند و بنا بر اين مراد به آن كه «اگر مىدانست أبو ذر آنچه را در دل سلمان بود مىكشت او را» اين باشد كه ابو ذر تاب آن علوم نمىآورد و آن علوم مىكشت او را باعتبار اين كه حوصله او طاقت آنها را نداشت نه اين كه ابو ذر سلمان را مىكشت چنانكه در معنى اول مذكور شد. و اما آنچه روايت كرده در كتاب مذكور از حضرت امام همام امام محمد باقر صلوات الله و سلامه عليه كه فرموده:
كه رسول خدا ٦ فرموده: بدرستى كه حديث آل محمد سخت سخت