شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٧ - ٣٣٥٦ اعقل الناس من ذل للحق فاعطاه من نفسه و عز بالحق فلم يهن اقامته و حسن العمل به
بكشى بآن رحمت را اينست كه در خاطر داشته باشى از براى همه مردم رحم را.
٣٣٥٤ افضل حظ الرجل عقله، ان ذل اعزه و ان سقط رفعه و ان ضل ارشده و ان تكلم سدده.
افزونتر بهره مرد عقل اوست، اگر خوار شود عزيز گرداند او را، و اگر بيفتد بلند گرداند او را، و اگر گمراه شود براه راست آورد او را، و اگر سخن گويد راست دارد او را، يعنى برترين بهره و نصيبى كه حق تعالى عطا كرده باشد بكسى عقل است كه باو داده، زيرا كه اگر خوار شود عقل او را عزيز كند يعنى از روى عقل كارى چند كند كه عزيز گردد، و همچنين اگر در مهلكه افتد عقل او را بر آورد از آن، و اگر گمراه شود عقل او را براه راست آورد، و اگر سخن گويد عقل او را راست دارد و نگذارد كه خطائى كند در آن، و ظاهر است كه هيچ نعمتى نيست كه مثل اين آثار بر آن مترتب شود.
٣٣٥٥ اعقل الناس من غلب جده هزله و استظهر على هواه بعقله.
عاقلترين مردم كسى است كه غلبه كند جد او بر بازى او، و يارى بجويد بر خواهش خود بعقل خود، «جد» مقابل لهو و بازى است، و مراد به «غلبه كردن جد بربازى» اين است كه مشغول شدن بكارى چند كه اهتمام به آنها دارد و بعنوان جد ميكند مانع شود او را از مشغول شدن بلهو و بازى، و مراد به «يارى جستن بر خواهش خود بعقل» اين است كه بعقل خود غلبه كند بر خواهش خود و تابع هوى و هوس نگردد و آن را مغلوب خود كند.
٣٣٥٦ اعقل الناس من ذل للحق فاعطاه من نفسه و عز بالحق فلم يهن اقامته و حسن العمل به.
عاقلترين مردم كسيست كه خوارى كند از براى حق پس ببخشد آن را از