شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٠ - ٣٣٣٦ اوجب العلم عليك ما انت مسئول عن العمل به
در فقره سابق در أمر اول باعتبار اينست كه انكار آن بيش از هر انكارى واقع مىشود پس منافاتى ميانه آنها نيست.
٣٣٣٣ ابعد الناس من النجاح المستهتر باللهو و المزاح.
دورترين مردم از فيروزى كسى است كه حريص باشد ببازى و مزاح يعنى خوش طبعى.
٣٣٣٤ ابعد الناس من الصلاح الكذوب و ذو الوجه الوقاح
دورترين مردم از صلاح يعنى درستى حال و تباه نبودن آن بسيار دروغگوست و صاحب روى بىشرم يا سخت.
٣٣٣٥ اولى العلم بك مالا يتقبل العمل الا به.
سزاوارتر علمى بتو يعنى باين كه بياموزى آن را آن است كه پذيرفته نمىشود عمل مگر بآن، مراد به «آن» معارف إلهيه است كه هيچ عملى بى آنها قبول نمىشود.
٣٣٣٦ اوجب العلم عليك ما انت مسئول عن العمل به.
واجبترين علمى بر تو آن است كه سؤال كرده شوى تو از عمل كردن بآن، مراد به «آن» علم فقه است و آن ظاهر است، و همچنين آنچه از علم كلام و حكمت متعلق بأحوال مبدأ و معاد باشد، زيرا كه هر چند آنها بحسب ظاهر متعلق بعمل نيست نهايت علم بوجوب همه أعمال متوقف بر آن است پس سؤال از عمل بآن بر وجه أتم أكمل خواهد شد، و پوشيده نيست كه علومى كه يكى از آن علوم موقوف بر آن باشد مثل علم اصول فقه كه علم فقه موقوف بر آن است آن نيز واجب خواهد بود اما آنچه موقوف عليه اينها نيز نباشد پس وجوبى نخواهد داشت بلكه دانستن آن موجب مزيت و فضلى تواند بود.