شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٠ - ٢٥٧٧ ارفضوا هذه الدنيا التاركة لكم و ان لم تحبوا تركها و المبلية اجسادكم على محبتكم لتجديدها
٢٥٧٥ اذكروا هادم اللذات و منغص[١] الشهوات و داعى الشتات.
ياد كنيد خراب كننده لذتها و تيره كننده خواهشها و خواننده بسوى پراكندن را يعنى مرگ را يا حق تعالى را كه باعتبار ميرانيدن موصوف بصفات مذكوره گردد.
٢٥٧٦ اذكروا مفرق الجماعات و مباعد الامنيات و مدنى المنيات و المؤذن بالبين و الشتات.
ياد كنيد پراكنده كننده جماعتها، و دور كننده آرزوها، و نزديك كننده مرگها، و اعلام كننده بدورى و پراكندگى را مراد، حق تعالى است كه جماعتها را پراكنده سازد گاهى بمرگ و گاهى باسباب ديگر، و آرزوها را از مردم دور كند بمرگ يا بغير آن، و همچنين مرگها را نزديك كند بمردم و اعلام كند ايشان را بدورى و پراكندگى از يكديگر بسبب موت.
٢٥٧٧ ارفضوا هذه الدنيا التاركة لكم و ان لم تحبوا تركها و المبلية اجسادكم على محبتكم لتجديدها.
ترك كنيد اين دنيا را كه ترك كننده است مر شما را و هر چند دوست نداريد ترك آن را، و كهنه كننده است بدنهاى شما را بعوض دوستى شما نو كردن آن را، يعنى با وجود اين كه شما هميشه دوست مىداشتيد كه آن را زينت دهيد و نو و تازه گردانيد، آن بجزاى اين بدنهاى شما را كهنه گرداند و بپوشاند.
[١] - شارح( ره)« منغص» را بصيغه اسم فاعل از باب افعال ضبط كرده است در صورتى كه معروفتر استعمال آن از باب تفعيل است با آنكه هر دو درست است، در كتب لغت گفتهاند:« نغص و أنغص الله عليه العيش و نغص عيشه- كدر عيشه» و اسم مفعول آن از باب تفعيل بسيار كثير الاستعمال است، شاعر عرب گفته:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|