شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٨ - ٢٦٣٦ اياك و العجل فانه عنوان الفوت و الندم
يقين را، قبل از اين مذكور شد كه شك در چيزى آن است كه احتمال وجود و عدم آن نزد اين كس مساوى باشد و گاهى استعمال مىشود در اين كه جزم بيك طرف آن نداشته باشد و احتمال طرف ديگر نيز دهد هر چند يك طرف نزد او راجح و مظنون باشد.
پوشيده نيست كه «شك» بمعنى اول در اصول و فروع باعث فساد دين است زيرا كه در اصول جزم بايد و در فروع جزم يا ظن، پس بر شك ايستادن مقبول نيست مگر اين كه كسى را تحصيل جزم يا ظن در مسئله باعتبار تعارض أدله ممكن نباشد در آن وقت بر شك مىايستد و توقف ميكند و حكم نمىكند، و اما شك بمعنى دوم پس در اصول دين باعث فساد آن گردد و در فروع ضررى ندارد، و اما اين كه «شك باطل ميكند يقين را» پس بهر دو معنى صحيح است زيرا كه در يقين جزم بايد يا جزمى كه احتمال خطا و زوال در آن نرود و بر هر تقدير با شك به هر يك از دو معنى مذكور جمع نشود نهايت اين معنى است ظاهر و قابل بيان نيست پس بايد كه «يقين» در اينجا بر معنى متعارف حمل نشود بلكه مراد بآن علم صحيح درست باشد و مراد اين باشد كه شك يعنى بمعنى دوم در اصول دين باطل ميكند علم صحيح و درست را، و همين كه احتمال خلاف بدهيد ديگر آن علم صحيح نيست پس بايد كه شك را در آنها بخود راه ندهيد.
٢٦٣٥ اياك و الغضب فأوله جنون و آخره ندم.
دورى كن از خشم پس اول آن ديوانگى است و آخر آن پشيمانى يعنى از پيروى خشم و عمل بمقتضاى آن از انتقام كشيدن و آزار نمودن كسى كه خشم بر او باشد.
٢٦٣٦ اياك و العجل فانه عنوان الفوت و الندم.
دورى كن از شتاب كردن پس بدرستى كه آن عنوان يعنى علامت يا سر سخن