شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٩ - ٢٠٤٨ النفوس طلقة لكن أيدى العقول تمسك أعنتها عن النحوس
٢٠٤٤ الشكر على النعمة جزاء لماضيها و اجتلاب لآتيها.
شكر بر نعمت پاداش است مر گذشته آن را و كشيدنى است مر آينده آن را، يعنى پاداش آن نعمت كه گذشته بآن بعمل آيد و سبب اين شود كه نعمت ديگر بر آن زياد شود زيرا كه شكر نعمت سبب زيادتى نعمت شود چنانكه در قرآن مجيد تصريح بآن شده.
٢٠٤٥ التبجح بالمعاصى أقبح من ركوبها.
شاد بودن بگناهان قبيحتر است از ارتكاب آنها يعنى هرگاه كسى گناهى كرده باشد و شاد باشد باين كه چنين كارى كرده، شادى او بآن قبيحتر است از اصل آن گناه، و عقاب آن زياده است از عقاب آن گناه، چه ظاهر است كه بىباكى و استخفاف بدين در آن بيشتر است از اصل آن گناه كه آدمى بسبب غلبه شهوت مرتكب آن شده باشد.
٢٠٤٦ القلب ينبوع الحكمة و الاذن مغيضها.
دل چشمه حكمت است و گوش محل فرو رفتن آنست يعنى حكمت و علم راست درست از دل مىجوشد و در گوشهاى مردم فرو رود.
٢٠٤٧ الدنيا شرك النفوس و قرارة كل ضر و بؤس[١].
دنيا دام نفسهاست و جايگاه هر زيان و امر سنگين گرانى است.
٢٠٤٨ النفوس طلقة لكن أيدى العقول تمسك أعنتها عن النحوس.
نفسها رها كرده شده است ليكن دستهاى عقلها نگاه مىدارد عنانهاى آنها را از بدبخت نمودن و بتعب انداختن يا از امرهاى تاريك يعنى ضلالتها و گمراهيها.
[١] - قول حريرى در ذم دنيا« شرك الردى و قرارة الاكدار» از اين فقره مأخوذ است.