شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٢ - ١٨٠٤ الدنيا أصغر و أحقر و أنزر من ان تطاع فيها الاحقاد
١٨٠٠ اللئيم اذا بلغ فوق مقداره تنكرت أحواله.
لئيم يعنى بخيل يا شخص پست مرتبه هرگاه برسد ببالاتر از اندازه خود متغير مىشود احوال او و احوال خوش آينده او ناخوش و مكروه شود.
١٨٠١ التقرب إلى الله تعالى بمسألته و الى الناس بتركها.
نزديكى جستن بسوى خداى بلند مرتبه بسؤال از اوست و بخواستن مطالب از او، و نزديكى جستن بسوى مردم بترك سؤال است از ايشان، زيرا كه مردم را خواستن چيزى از ايشان ناخوش باشد و كسى كه از ايشان چيزى نخواهد عزيز و گرامى باشد نزد ايشان، و حق تعالى دوست دارد كه مردم بغير او متوسل نشوند و هر مطلبى را از او سؤال كنند حتى نمك طعام را چنانكه در بعضى احاديث وارد شده پس سؤال از او باعث قرب بدرگاه اوست.
١٨٠٢ الدنيا منتقلة فانية إن بقيت لك لم تبق لها.
يا منتقل است از هر شخصى بزودى نقل شود بديگرى و بزودى فانى و نيست شود و اگر بالفرض باقى بماند از براى تو، باقى نمىمانى تو از براى آن، پس قابل آن نيست كه كسى از براى آن سعى زياد كند و در امور آخرت تكاهل و تهاون نمايد.
١٨٠٣ العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد.
تعجب است از غافل بودن حسودان از سلامتى بدنها، يعنى تعجب است كه حسودان كه بر هر نعمتى كه بمردم داده شود حسد و رشك مىبرند و مىخواهند كه از ايشان زايل شود چرا بر سلامتى بدنهاى ايشان كه اعظم نعمتهاست رشك نمىبرند و اگر بر آن نيز رشك برند بايد كه هرگز از غم و اندوه فارغ نشوند.
١٨٠٤ الدنيا أصغر و أحقر و أنزر من ان تطاع فيها الاحقاد.
دنيا كوچكتر و خوارتر و اندكتر است از اين كه فرمان برده شود در باب آن