شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٥ - ٢٧٩٥ اين اهل مدائن الرس الذين قتلوا النبيين و اطفئوا نور المرسلين
قربانى مىكردند از براى آن قربانيها أضعاف آنچه قربانى مىكردند از براى درختى كه بود در شهرهاى ديگر ايشان، پس مىآمد ابليس كه شيطان أصل بود نزد اين پس حركت مىداد آن صنوبر را حركت دادنى سخت، پس حرف مىزد از جوف آن سخن گفتن بلندى، و وعده مىداد ايشان را و اميدوار مىگردانيد ايشان را زياده از آنچه وعده داده بود و اميدوار كرده بود آن شيطانها همه آنها را، پس بر مىداشتند سرهاى خود را از سجده و با ايشان بود از فرح و نشاط آنچه بهوش نمىآمدند و سخن نمىگفتند از شراب خوارى و ساز زدن يعنى آن قدر مدهوش آن فرح و سرور بودند كه بفكر شراب و ساز نمىافتادند و سخن نمىگفتند از آن، پس مىبودند بر اين حال دوازده روز و شب بعدد عيدهاى ايشان در تمام سال، بعد از آن بر مىگشتند، پس چون بطول انجاميد كفر ايشان بخدا و عبادت ايشان غير او را فرستاد خداى سبحانه بسوى ايشان پيغمبرى از بنى اسرائيل از اولاد يهود بن يعقوب پس ماند در ميان ايشان روزگار درازى مىخواند ايشان را بسوى پرستش خداى عز و جل و شناخت پروردگارى او، پس پيروى نمىكردند او را، پس چون ديد سختى كشيدن ايشان را در گمراهى و ضلالت و ترك ايشان قبول آنچه را خواند ايشان را بسوى او از راه درست و فيروزى، و حاضر شد عيد شهر بزرگتر ايشان گفت: اى پروردگار من بدرستى كه بندگان تو ابا كردند مگر تكذيب مرا و كفر بتو را، و گرديدند چنين كه بامگاه عبادت ميكنند درختى را كه سودى نمىدهد و ضررى نمىرساند، پس بخشگان درختهاى ايشان را تمام و بنما بايشان قدرت خود را و پادشاهى خود را، پس داخل صباح شدند قوم و حال آنكه بتحقيق خشك شده بود درختهاى ايشان. پس هولناك گردانيد ايشان را اين و شنيع ساخت ايشان را زياد از حد، پس گرديدند دو فرقه، يك فرقه گفتند كه:
سحر كرده است خداهاى شما را اين مرد كه دعوى كرد كه رسول پروردگار آسمان و زمين است بسوى شما تا اين كه بگرداند رويهاى شما را از خداهاى شما بسوى خداى او، و فرقه گفتند كه: نه بلكه خشمناك شدهاند خداهاى شما وقتى كه ديدند