شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٤ - ٣٢٣١ احق من تطيعه من لا تجد منه بدا و لا تستطيع لامره ردا
٣٢٢٩ افضل السخاء ان تكون بمالك متبرعا، و عن مال غيرك متورعا.
افزونترين سخاوت اينست كه بوده باشى بمال خود تبرع كننده و از مال غير خود پرهيزگار، «تبرع» دهشى است كه بوده باشد از روى تفضل، و وجوبى نداشته باشد بر اين كس، و مراد افزونى اين سخاوت است بر سخاوتى كه بدادن حقوق واجبه باشد و همچنين بر سخاوت كسى كه از مال خود تبرعا دهد اما از مال ديگران پر اجتناب نكند.
٣٢٣٠ اعرف الناس بالله اعذرهم للناس و ان لم يجد لهم عذرا.
شناساترين مردم معذوردارترين ايشانست مر مردم را و هر چند نيابد از براى ايشان عذرى، زيرا كه هر كه شناساتر باشد بخدا بهتر داند فضيلت عفو و گذشتن از تقصير مردم را هر چند عذرى نداشته باشند پس عمل كند بآن.
و در بعضى نسخهها[١] «لم يجدوا» است بصيغه جمع، و بنا بر اين ترجمه اين است كه: و هر چند نيابند مردم از براى خودشان عذرى يعنى عذرى نتوانند گفت.
٣٢٣١ احق من تطيعه من لا تجد منه بدا و لا تستطيع لامره ردا.
سزاوارتر كسى كه تو فرمان برى او را كسى است كه نيابى از براى او چاره و نتوانى از براى فرمان او برگردانيدنى، مراد حق تعالى است كه آدمى نمىيابد چاره از براى گريختن از او، و نمىتواند كه فرمان او را برگرداند، پس يقين او سزاوارترست باين كه فرمان او برده شود از هر كه فرمان او برده مىشود.
[١] - عبارت« و در بعضى نسخهها» تا آخر فقط در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار ضبط شده است و در نسخه اصل نيست.