شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦٩ - ٣٥٩٢ ان هذا الموت لطالب حثيث لا يفوته المقيم و لا يعجزه من هرب
پوشيده نيست كه اين در وقتى است كه وارث نداند كه او آن را از ممر حرام تحصيل كرده و اگر داند اين را بايد كه بصاحبان آن رساند، و اگر داند كه حرام است و صاحب آن را نداند و مأيوس باشد از دانستن آن بايد كه تصدق كند از براى صاحب آن، و ممكن است كه مراد به «انفاق در راه خدا» در اين دو صورت خصوص اين باشد كه بصاحب آن داده شود يا تصدق كند و بنا بر اين محتاج بتحقيقى نيست.
٣٥٩٠ ان الناس الى صالح الادب احوج منهم الى الفضة و الذهب.
بدرستى كه مردمان بسوى ادب نيكو محتاجترند از ايشان بسوى نقره و طلا.
٣٥٩١ ان هذا القرآن هو الناصح الذى لا يغش[١] و الهادى الذى لا يضل و المحدث الذى لا يكذب.
بدرستى كه اين قرآن ناصحى است يعنى پند گوئى است يا خالصى است كه غش نمىكند، و هادئى است يعنى راهنمائى است يا رساننده است بحق كه گمراه نمىكند، و سخنگويى است كه دروغ نمىگويد.
٣٥٩٢ ان هذا الموت لطالب حثيث لا يفوته المقيم و لا يعجزه من هرب.
بدرستى كه اين مرگ هر آينه جويندهايست شتابان فوت نمىشود آن را اقامت كننده، و عاجز نمىسازد آن را كسى كه بگريزد، مراد اينست كه مرگ جوينده ايست شتابان هر كسى را بزودى دريابد و كسى از آن رهائى نيابد نه كسى كه بايستد و از آن نگريزد فوت شود آن را يعنى خلاصى يابد از آن باين كه رحم كند
[١] - شارح( ره)« يغش» را بكسر غين ضبط كرده در صورتى كه در كتب لغت آنرا از باب« نصر» ضبط كردهاند.