شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٦ - ٢٢٧٣ احسن الى المسيء تملكه
كسى كه اهليت آن داشته باشد و همچنين عهد و پيمان مكن مگر با كسى كه سزاوار آن باشد.
٢٢٦٩ ابق يبق عليك.
ابقا كن بر مردم تا ابقا كرده شود بر تو، «ابقاء» اين است كه كسى را كه خواهند ضايع و فاسد كنند مبالغه در ضايع كردن او نكنند و او را مستأصل نسازند.
٢٢٧٠ احسن يحسن اليك.
نيكوئى كن تا نيكوئى كرده شود بسوى تو.
٢٢٧١ الزم الصمت يستر فكرك.
جدائى مكن از خاموشى تا بپوشد انديشه ترا، يعنى اگر خطائى كرده باشى پوشيده باشد و بر مردم ظاهر نشود، و ممكن است كه پوشيدن انديشه از براى اين باشد كه عدم اطلاع مردم بر انديشه و فكر اين كس صلاح اوست زيرا كه همين كه مطلع شوند دشمنان بفكر اين مىافتند كه مانع او شوند از آن و نگذارند كه آن بعمل آيد، و در بعضى نسخهها «يستنر فكرك» است يعنى تا اين كه روشن گردد فكر تو، و اين بنا بر اين است كه كسى كه خاموشى گزيند بيشتر و بهتر فكر تواند كرد پس فكر او واضح و روشن باشد و خطا در او كم باشد.
٢٢٧٢ اغلب الشهوة تكمل لك الحكمة.
غالب شو بر خواهش و آرزو تا تمام شود از براى تو حكمت، يعنى علم و عمل درست.
٢٢٧٣ احسن الى المسيء تملكه.
احسان كن بگنهكار تا مالك شوى او را، يعنى او خود را بمنزله بنده تو گرداند.