شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٧ - ٣٤٢٤ ان العاقل لا ينخدع للطمع
تا هميشه خويها و خصلتهاى او او را بر آنها دارند.
٣٤٢١ ان من العبادة لين الكلام و افشاء السلام.
بدرستى كه از جمله عبادت است نرمى كلام و پراكنده كردن سلام يعنى سلام بر مؤمنان كردن و ابتدا نمودن بآن هر چند سابقه ربطى و آشنايئى ميانه ايشان نباشد
٣٤٢٢ ان الفحش و التفحش ليسا من خلائق الاسلام.
بدرستى كه فحش و تفحش نيستند از خصلتهاى مسلمانى يعنى صاحب مسلمانى، «فحش» بمعنى دشنام دادن است، و مراد به «تفحش» اين است كه خود را بر آن بدارد و بنا بر اين مراد به «فحش» اين است كه خصلت و خوى او دشنام دادن باشد، و به «تفحش» اين كه بالطبع چنين نباشد و خود را بكلفت بر آن دارد، و ممكن است كه «تفحش» بمعنى شنيدن دشنام باشد يعنى گوش انداختن بدشنامى كه كسى بكسى دهد و رغبت در آن و شاد شدن از آن، يا مجرد منع و زجر نكردن او با وجود قدرت بر آن، يا شنيدن دشنامى كه باو دهند يعنى بىباك بودن از آن و از كردن كارى كه سبب آن گردد، يا منع و زجر نكردن او از آن با وجود قدرت بر آن.
٣٤٢٣ ان الحازم من لا يغتر بالخدع.
بدرستى كه دورانديش كسى است كه فريب نخورد بفريبها يعنى فريب نخورد بفريبهائى كه مال و جاه و مانند آنها مردم را مىدهند و ايشان را بر سركشى و طغيان و ظلم و عدوان مىدارند.
٣٤٢٤ ان العاقل لا ينخدع للطمع[١].
بدرستى كه عاقل فريب نمىخورد مر طمع را يعنى فريب نمىخورد از طمع
[١] - در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار بجاى« للطمع»:« بالطمع» ضبط شده است و ترجمه چنين است:« فريب نخورد بطمع».