شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦١٠ - ٣٦٤٦ ان الذى فى يديك قد كان له اهل قبلك و هو صائر الى من بعدك و انما انت جامع لاحد رجلين اما رجل عمل فيما جمعت بطاعة الله فسعد بما شقيت به، او رجل عمل فيما جمعت بمعصية الله فشقى بما جمعت و ليس احد هذين اهلا ان تؤثره على نفسك و لا تحمل له على ظهرك
٣٦٤٦ ان الذى فى يديك قد كان له اهل قبلك و هو صائر الى من بعدك و انما انت جامع لاحد رجلين اما رجل[١] عمل فيما جمعت بطاعة الله فسعد بما شقيت به، او رجل[٢] عمل فيما جمعت بمعصية الله فشقى بما جمعت و ليس احد هذين اهلا ان تؤثره على نفسك و لا تحمل له على ظهرك.
بدرستى كه آنچه در دستهاى تست بتحقيق كه بود از براى آن اهلى پيش از تو، و آن گردنده است بسوى كسى كه بعد از تو باشد، و بدرستى كه نيستى تو مگر جمع كننده از براى يكى از دو مرد، يا مردى كه عمل كند در آنچه جمع كرده تو بطاعت خدا، پس نيكبخت گردد بسبب آنچه بدبخت شده تو بآن، يا مردى كه عمل كند در آنچه جمع كرده تو بمعصيت خدا، پس بدبخت شود بسبب آنچه تو جمع كرده، و نيست هيچ يك از اين دو كس سزاوار اين كه اختيار كنى او را بر نفس خود، و نه اين كه بردارى گناه را از براى او بر پشت خود، مراد از اول كلام اين است كه بمال دنيا مغرور نبايد شد و حريص بر آن نبايد بود زيرا كه زياده از چند روزى با كسى نباشد و پيش از او از ديگرى بوده و بعد از او بديگرى خواهد رسيد، و چنين چيزى قابل اين نيست كه كسى مغرور بآن شود و آن را مزيتى از براى خود داند و اين كه حريص باشد بر تحصيل آن يا نگاه داشتن و صرف ننمودن آن، و آنچه فرمودهاند كه: «نيستى تو مگر (تا آخر)» مذمت خصوص جمع كردن و انفاق ننمودن آن است از راه اين كه كسى كه جمع ميكند آن را و خود صرف نمىكند مىگذارد آن را يا از براى كسى كه او بعد از او صرف ميكند آن را در طاعت خدا پس او نيكبخت مىگردد بسبب آنچه جمع كننده بدبخت شده بسبب آن، و نيكبخت شدن او ظاهر است، و همچنين بدبخت شدن جمع كننده اگر حقوق واجبى آن را
[١] - شارح( ره) كلمه« رجل» را برفع ضبط كرده است.
[٢] - شارح( ره) كلمه« رجل» را برفع ضبط كرده است.