شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦ - ١٨٦٠ الدنيا سجن المؤمن و الموت تحفته و الجنة مأواه
بحسب معنى يگانگى داشته باشد و ترا بمنزله خود داند الا اين كه بحسب ظاهر غير تو باشد و تا كسى باين مرتبه يگانگى نداشته باشد دوست حقيقى نيست.
١٨٥٧ المشاورة راحة لك و تعب لغيرك.
مشورت كردن آسايشى است براى تو و زحمت و تعبى است از براى غير تو، «آسايش بودن از براى او» باعتبار اين است كه بآسانى راى صواب از براى او حاصل شود و مطمئن گردد، و «تعب بودن از براى غير او» باعتبار اين است كه مشورت با هر كه كند بايد كه او مشغول فكر و تأمل شود و اين تعبى است از براى او.
١٨٥٨ الذكر يؤنس اللب و ينير القلب و يستنزل الرحمة.
ذكر و ياد خدا آرام مىدهد عقل را، و روشن مىگرداند دل را، و فرود مىآورد رحمت و آمرزش خدا را.
١٨٥٩ أول عوض الحليم عن حلمه أن الناس كلهم أنصاره على خصمه.
اول عوضى كه بحليم مىرسد از حلم او آنست كه مردم تمام ايشان يارى كنندگان او ميشوند بر دشمن او يعنى بر دفع و ايذاء دشمن او.
١٨٦٠ الدنيا سجن المؤمن و الموت تحفته و الجنة مأواه.
دنيا زندان مؤمن است، و مرگ تحفه اوست، و بهشت منزل و جايگاه اوست، «بودن دنيا زندان او» باعتبار اين است كه اكثر مؤمن در دنيا در رنج و تعب است و اگر بعضى از مؤمنين در رنج و تعب نباشند باز دنيا از براى او نسبت بجاى او كه در بهشت خواهد داشت بمنزله زندان است خصوصا اين كه همه ايشان هميشه در خوف آخرت و عاقبت باشند، و هر گاه دنيا زندان باشد از براى او ظاهر است كه مرگ از از براى او تحفه خواهد بود كه از براى او بياورند و از زندان بسبب آن خلاص شود.