شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٣ - ٣٥٦٤ ان الله سبحانه فرض فى اموال الاغنياء اقوات الفقراء فما جاع فقير الا بما منع غنى و الله سائلهم عن ذلك
از براى رفتن، يعنى هر كه زائيده شود عاقبت او مرگ باشد، و هر چه بنا كرده شود انجام آن خرابى است، و هر چه جمع كرده شود پايان آن پراكندگى و رفتن است، پس هر يك گويا از براى آن غايتى است، و غرض اين است كه: دنيا محل قرار نيست و دلبستگى را نشايد و بناى زياد بر قدر ضرورت در آن لغو و عبث است، و همچنين جمع كردن مال و فراهم آوردن آن.
٣٥٦٢ ان السعداء بالدنيا غدا هم الهاربون منها اليوم.
بدرستى كه نيكبختان بسبب دنيا فردا ايشان گريزندگانند از آن امروز يعنى آنان كه امروز از دنيا بگريزند و بىرغبت باشند در آن فردا ايشان نيكبخت باشند بسبب دنيا، زيرا كه گريختن از آن سبب نيكبختى ايشان گرديده.
٣٥٦٣ ان الله سبحانه امر بالعدل و الاحسان و نهى عن الفحشاء و الظلم.
بدرستى كه خداى سبحانه امر كرده است بعدل و نيكوئى و منع فرموده از صفات و افعال زشت و از ستم، مراد به «عدل» دادگريست يا عدل مقابل فسق، و تحقيق معنى آن مكرر مذكور شد.
٣٥٦٤ ان الله سبحانه فرض فى اموال الاغنياء اقوات الفقراء فما جاع فقير الا بما منع غنى و الله سائلهم عن ذلك.
بدرستى كه خداى سبحانه واجب كرده در مالهاى توانگران قوت درويشان را پس گرسنه نشود هيچ درويشى مگر بسبب منع توانگرى، و خدا پرسش كننده توانگرانست از اين، «قوت» بمعنى قدر ضروريست از روزى و مراد اين است كه:
حق تعالى بقدر آنچه ضرور باشد از براى روزى فقراء و كافى باشد از براى ايشان واجب كرده در أموال توانگران از زكاة و خمس و غير آن، پس اگر همه آنها داده