شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٦ - ٣١٣٨ ادمان تحمل المغارم يوجب الجلالة
٣١٣٥ افضل الطاعات العزوف عن اللذات.
افزونترين طاعتها بر گرديدن از لذتها و بىرغبتى در آنهاست يعنى لذتهائى كه حلال نباشد.
٣١٣٦ ازرى بنفسه من استشعر الطمع.
عيب دار كرده نفس خود را كسى كه جامه تن خود ساخته باشد طمع را.
٣١٣٧ افسد دينه من تعرى عن الورع.
تباه كرده دين خود را كسى كه برهنه شده از پرهيزگارى. و پوشيده نيست كه [أفسد] در اينجا «أفعل تفضيل» نيست بلكه فعل ماضى است پس ذكر اين فقره در اين باب مناسب نيست مگر اين كه مراد به «أفعل» در عنوان باب أعم از «أفعل تفضيل» و «أفعل فعل ماضى» باشد و مراد بألف تعظيم خصوص الف افعل تعظيم نباشد بلكه هر الفى باشد كه دلالت بر مبالغه و زيادتى كند پس شامل همزه باب افعال نيز باشد باعتبار اين كه از براى مبالغه مىآيد.
٣١٣٨ ادمان تحمل المغارم يوجب الجلالة.
پيوسته داشتن برداشتن تاوانها موجب جلالت و بزرگى است، مراد به «تاوانها» چيزى چند است كه اداى آنها بر مردم لازم باشد مثل قروض و اخراجات اهل و عيال و مانند آنها، و مراد اينست كه پيوسته برداشتن اين قسم بارهاى مردم و برگردن خود گرفتن آنها باعث جلالت و بزرگى گردد در دنيا بلكه در آخرت نيز هرگاه بموقع باشد و از ممر حلال صرف كند در آنها، و پوشيده نيست كه ذكر اين فقره نيز در اين باب مناسب نيست مگر اين كه مراد به «الف تعظيم» شامل همزه باب افعال نيز باشد چنانكه در فقره سابق مذكور شد، و مراد به «وزن افعل» اعم از وزن آن يا وزن مصدر آن باشد.