شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٠ - ٣٠١١ افظع شيء ظلم القضاة
باشند با اين كس يعنى دوستان و مصاحبان او.
٣٠٠٨ افضل الملوك اعفهم نفسا.
افزونترين پادشاهان عفيفترين ايشان است بحسب نفس، يعنى پادشاهى است كه عفت نفس او بيشتر باشد، و مراد به «عفت» چنانكه مكرر مذكور شد ترك چيزى است كه حلال نباشد.
٣٠٠٩ اشرف المؤمنين اكترهم كيسا.
برترين مؤمنان بيشترين ايشان است بحسب زيركى، يعنى كسى است كه زيركى او بيشتر باشد از ديگران.
٣٠١٠ اقبح شيء جور الولاة.
قبيحترين چيزى ستم فرمانفرمايان است، زيرا كه نصب ايشان از براى حراست و نگهبانى رعيت است و دفع ظلم و ستم از ايشان پس ستم كردن ايشان خود كمال قباحت دارد، و ايضا غالب اين است كه حاكم و فرمانفرما محتاج بستم نيست پس از آن راه نيز ستم او قبيحتر نمايد از ستم كردن ديگران.
٣٠١١ افظع شيء ظلم القضاة.
ظاهر اين است كه «افظع» بفاء و ظاى نقطهدار باشد يعنى رسواتر چيزى ستم قاضيان است باين كه خلاف شرع حكم كنند، زيرا كه كسى كه خود را از اهل شرع داند و منصوب باشد از براى اجراى احكام شرع و ترويج آنها ظلم او و حكم كردن او برخلاف شرع نهايت رسوائى دارد و در اكثر نسخهها بقاف و طاى بىنقطه است بمعنى برندهتر و بنا بر اين ممكن است كه مراد اين باشد كه ستم ايشان قطع كنندهتر و برندهتر است مر رحمت و لطف حق تعالى را، بلكه بسا باشد كه باعث نزول عذاب او گردد، يا اين كه برندهتر است دلهاى مردم را و بيشتر اثر ميكند در آنها از ظلم ديگران.