شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٨ - ٢١٠٣ المؤمن دأبه زهادته، و همه ديانته، و عزه قناعته، و جده لآخرته، قد كثرت حسناته و علت درجاته و شارف خلاصه و نجاته
ندهد زيرا كه رشوه كسى دهد كه طلب حاجتى از كسى كند و بزرگ و مهتر طلب حاجت از كس نكند.
٢١٠٢ العلم علمان مطبوع و مسموع و لا ينفع المطبوع اذا لم يك مسموع.
علم دو علم است مطبوع و مسموع، و سود نمىبخشد مطبوع هر گاه نبوده باشد مسموع، مراد به «مطبوع» علمى است كه بطبع و سليقه توان يافت و پى به آنها توان برد مثل علوم عربيت و به «مسموع» آن است كه بايد از پيغمبر يا امام بىواسطه يا بواسطه شنيد مثل علوم شرعيه و ظاهر است كه اگر علوم شرعيه در كار نبودى فايده در علوم مطبوعه نبودى چه نفع آنها در اين است كه در علوم مسموعه بكار رود، و پوشيده نماند كه علوم عقليه اگر چه نفع آنها موقوف بر علوم سمعيه نيست بلكه مبناى علوم سمعيه بر آنهاست نهايت چون استقلال عقل در بعضى مباحث آنهاست و در اكثر مباحث آنها عقلى كه آن را خبرى از شرع نباشد حكمى در آنها نمىتواند كرد و اين است كه اكثر آنها ميانه ايشان محل نزاع و خلاف است پس بنا بر اين علوم عقليه را نيز داخل مطبوع مىتوان گرفت و «سود نمىبخشد مطبوع هرگاه نبوده باشد مسموع» باعتبار اكثر مباحث آنها صحيح است و الله تعالى يعلم.
٢١٠٣ المؤمن دأبه زهادته، و همه ديانته، و عزه قناعته، و جده لآخرته، قد كثرت حسناته و علت درجاته و شارف خلاصه و نجاته.
مؤمن طريقه او زهد اوست، و قصد او ديندارى اوست، و عزت او قناعت اوست، و كوشش او از براى آخرت اوست، بتحقيق كه بسيار شده است نيكوئيهاى او، و بلند شده است مرتبههاى او، و مشرف شده است بر رهائى خود و رستگارى خود،