شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٦ - ٣٢٧٩ افضل من شاورت ذو التجارب و شر من قارنت ذو المعايب
٣٢٧٦ اكيس الاكياس من مقت دنياه و قطع منها امله و مناه و صرف عنها طمعه و رجاه.
زيركترين زيركان كسى است كه دشمن دارد دنياى خود را يعنى دنيائى را كه داشته باشد يا اين را كه دنيا داشته باشد، و ببرد از دنيا اميد خود را و آرزوهاى خود را، و بگرداند از آن طمع خود را و آرزوى خود را.
٣٢٧٧ افضل المسلمين اسلاما من كان همه لاخراه و اعتدل خوفه و رجاه.
افزونترين مسلمانان بحسب مسلمانى كسى است كه بوده باشد هم او يعنى اندوه او يا آنچه قصد آن ميكند از براى آخرت او، و برابر باشد ترس او و اميد او يعنى ترس او از خداى عز و جل و اميد او باو، و اين معنى يعنى برابرى ترس و اميد و عدم زيادتى يكى از آنها بر ديگرى در احاديث ديگر نيز أمر بآن شده چنانكه قبل از اين نيز مذكور شد.
٣٢٧٨ افضل المؤمنين ايمانا من كان لله اخذه و عطاه و سخطه و رضاه.
افزونترين مؤمنان بحسب ايمان كسى است كه بوده باشد از براى خدا گرفتن او و دادن او و خشم او و خشنودى او، مراد به «گرفتن» گرفتن چيزى است از كسى يا مؤاخذه كردن كسى و آزار كردن او.
٣٢٧٩ افضل من شاورت ذو التجارب[١] و شر من قارنت ذو المعايب.
افزونترين كسى كه مشورت كنى با او صاحب تجربهها است و بدترين كسى
[١] - شارح( ره) اين كلمه را اشتباها« تجارب» بضم راء ضبط كرده بصورت مصدر از باب تفاعل، در صورتى كه مسلما تجارب است بكسر راء( جمع« تجربه») چنانكه ترجمه كرده