شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨ - ١٥٩٢ الحازم من دارى زمانه
١٥٨٧ العلم بلا عمل وبال.
علم بى عمل وبال است و [وبال] بمعنى سختى و گرانى است يعنى باعث اين مىشود كه بر او سخت گيرند و گناهان او گران گردد.
١٥٨٨ العمل بلاعلم ضلال.
عمل بى علم گمراهى است يعنى هر گاه عمل از روى علم نباشد بسيار است كه اين كس را بگمراهى مىاندازد يا مراد اين است كه هر چند موافق صواب كرده باشد چون بى علم است گمراهى است و صحيح نيست و مراد بعلم در اينجا اعم از يقين و ظن و تقليد است در هر جا كه ظن كافى باشد مثل فروع دين، و بر هر كه تقليد جايز باشد مثل جمعى كه رتبه اجتهاد نداشته باشند زيرا كه ظن و تقليد هم بعد از ثبوت جواز آنها بعلم منتهى شود.
١٥٨٩ العلم كنز عظيم لا يفنى.
علم گنج عظيمى است كه نيستى و تمام شدن نمىپذيرد.
١٥٩٠ العقل شرف كريم لا يبلى.
خرد شرف گرامى است كه كهنه نمىشود بلكه هر روز نوتر و زيباتر گردد.
١٥٩١ العاقل من عقل لسانه.
خردمند كسى است كه بسته دارد زبان خود را يعنى از فحش و هرزه بلكه تا ضرور نشود بخاموشى گذارند.
١٥٩٢ الحازم من دارى زمانه.
دور انديش كسى است كه مدارا كند با زمان خود يعنى (سازش كند) با اهل زمان خود و سلوكى كند با ايشان كه از او نرنجند.