شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤ - ١٧٢٧ العاقل من هجر شهوته و باع دنياه بآخرته
و نداند كه نجس است يا زنى را كه حرام باشد بر او خواسته باشد و نداند كه اين آن زن است و اما اگر حكم شرعى را نداند و بآن اعتبار گناهى را كرده باشد مثل اين كه نداند كه با زنى كه شير خورده باشد بشرايط آن حرام مىشود پس احتمال است كه او هم معذور باشد در همه جا و گناهى بر او نباشد ليكن مشهور ميانه علماء اين است كه او در بعضى مسائل معذور است و در بسيارى از آنها معذور نيست چنانكه در كتابهاى فقهى تفصيل داده شده.
١٧٢٤ الدنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع و النوائب.
دنيا مالامال است بمصيبتها و طارق است بدردها و حادثهها و [طارق] در اصل كسى را گويند كه نزد كسى در شب آيد و گاهى استعمال شود در مطلق كسى كه نزد كسى رود و بنا بر معنى دوم مراد ظاهر است و بنا بر اول تخصيص بآمدن در شب باعتبار اين است كه اكثر بلاها و حادثهها در شب نازل شود.
١٧٢٥ العلم ينجى من الارتباك في الحيرة.
علم رستگار ميكند از فرو رفتن در حيرانى يعنى در اين كه حيران ماند در احكام و نداند كه چه بايد كرد يا از حيرانى در آخرت كه نداند كه چاره كار خود را چون كند زيرا كه عالم كارى نكند كه باعث حيرانى او شود در آنجا.
١٧٢٦ الصديق أفضل عدة و أبقى مودة.
دوست كه دوستى او در راه خدا باشد و از براى دين باشد افزونتر مهيا كرده شده است و پايندهتر است از روى دوستى يعنى دوستى او پايندهتر است از دوستى خويشان و ساير اغيار كه از براى اغراض ديگر دوست باشند.
١٧٢٧ العاقل من هجر شهوته و باع دنياه بآخرته.
عاقل كسى است كه دورى كند از هوا و هوس خود و بفروشد دنياى خود را