شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٩ - ٢١٠٦ النفس الامارة المسولة تتملق تملق المنافق و تتصنع بشيمة الصديق الموافق حتى إذا خدعت و تمكنت تسلطت تسلط العدو و تحكمت تحكم العتو فأوردت موارد السوء
مراد به «زهد» چنانكه قبل از اين مذكور شد ترك محرمات دنياست يا مشتبهات نيز يا زياد از قدر كفاف از حلال نيز، و «عزت او قناعت اوست» يعنى بسبب قناعتى كه ميكند و از كسى طمع و طلب نمىكند هميشه نزد مردم عزيز و گرامى است، و «مشرف شدن او بر رهائى خود و رستگارى خود» باعتبار اين است كه رهائى و رستگارى او همين موقوف بر مرگ مانده بعد از مرگ او را ديگر رنجى و محنتى نباشد.
٢١٠٤ الكذاب و الميت سواء فان[١] فضيلة الحى على الميت الثقة به فاذا لم يوثق بكلامه بطلت حياته.
دروغگو و مرده برابرند پس بدرستى كه مزيت زنده بر مرده اين است كه زنده اعتماد باو را شايد پس هرگاه اعتماد نباشد بر سخن او باطل شده است زندگى او.
٢١٠٥ الحاسد يظهر وده فى أقواله و يخفى بغضه فى أفعاله فله اسم الصديق و صفة العدو.
رشك برنده آشكارا ميكند دوستى خود را در گفتارهاى خود و پنهان مىدارد دشمنى خود را در كردارهاى خود، پس مر او راست نام دوست و صفت دشمن.
٢١٠٦ النفس الامارة المسولة تتملق تملق المنافق و تتصنع بشيمة الصديق الموافق حتى إذا خدعت و تمكنت تسلطت تسلط العدو و تحكمت تحكم العتو فأوردت موارد السوء.
نفس اماره مسوله تملق ميكند تملق كردن منافق، و احسان ميكند بطريقه دوست موافق، تا اين كه هر گاه فريب داد و جاى گرفت مسلط مىشود بطريق مسلط شدن دشمن و بزور حكم ميكند مانند بزور حكم كردن تكبر كردن و از حد
[١] - در نسخه مدرسه سپهسالار« لان» بجاى« فان» واقع شده و ترجمه اين طور نوشته شده:« از براى آنكه».