شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٥ - ٣٤٥٤ ان بشر المؤمن فى وجهه، و قوته فى دينه، و حزنه فى قلبه
٣٤٥١ ان ولى محمد ٦ من اطاع الله و ان بعدت لحمته.[١].
بدرستى كه دوست محمد يعنى كسى كه آن حضرت- رحمت كناد خدا بر او و آل او-، او را دوست دارد كسيست كه فرمان برد خدا را و اگر چه دور باشد پود او، يعنى دور باشد پود نسب او از پود نسب آن حضرت ٦ و خويشاوندى نداشته باشد با آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه.
٣٤٥٢ ان عدو محمد ٦ من عصى الله و ان قربت قرابته.
بدرستى كه دشمن محمد يعنى كسى كه آن حضرت- رحمت كناد خدا بر او و آل او- او را دشمن دارد او كسى است كه نافرمانى كند خدا را و اگر چه نزديك باشد خويشى او با آن حضرت ٦.
٣٤٥٣ ان اولى الناس بالانبياء : اعلمهم بما جاءوا به.
بدرستى كه سزاوارترين مردم بپيغمبران داناتر ايشان است به آن چه آوردهاند ايشان آن را يعنى بشرايع و اديان ايشان و در بعضى نسخهها «اعملهم» بجاى «اعلمهم» است و بنا بر اين معنى اين است كه عمل: كنندهتر ايشان است به آن چه آوردهاند ايشان آن را يعنى از احكام، و مراد به «سزاوارتر بايشان» سزاوارتر است باين كه از دوستان و پيروان ايشان شمرده شوند و از مقربان و برگزيدگان ايشان باشند.
٣٤٥٤ ان بشر المؤمن فى وجهه، و قوته فى دينه، و حزنه فى قلبه.
بدرستى كه شكفتگى مؤمن در روى اوست، و قوت و توانائى او در دين اوست،
[١] - ابو فراس حمدانى( ره) در ميميه خود اين مضمون را نيكو پرورده است در اين بيت:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|