شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٠ - ٣٥٥٦ ان مع كل انسان ملكين يحفظانه فاذا جاء اجله خليا بينه و بينه و ان الاجل لجنة حصينة
٣٥٥٥ ان امرنا صعب مستصعب خشن مخشوشن سر مستسر مقنع لا يحمله الا ملك مقرب او نبى مرسل او مؤمن امتحن الله سبحانه قلبه للايمان.
بدرستى كه امر ما سخت سخت يافت شده درشت سخت درشت پنهان پوشيده پرده بر آن انداخته شده است، بر نمىدارد آن را مگر فرشته مقربى يا پيغمبر مرسلى يا مؤمنى كه گنجايش داده باشد خداى سبحانه دل او را از براى ايمان. ظاهر اين است كه مراد به «أمر ايشان» حال و شأن ايشان باشد چنانكه در شرح فقره سابق سابق اولا مذكور شد، و ممكن است كه مراد بعضى از احاديث متشابهه ايشان باشد چنانكه آخر در آنجا مذكور شد و «درشت بسيار درشت» تأكيد «صعب مستصعب» است يعنى رسيدن بكنه آن و فهم و قبول آن دشوار بسيار دشوار است و «سر مستسر مقنع» نيز تأكيد آنهاست يعنى پنهان و پوشيده است از ادراك مردم و نيافتهاند آن را و گوئيا پرده بر آن انداخته شده، و «مرسل» پيغمبرى را گويند كه كتابى يا دينى تازه باو فرستاده باشند، و ممكن است كه مراد بآن مطلق فرستاده شده باشد يعنى فرستاده شده از جانب خدا، و بنا بر اين تأكيد پيغمبر باشد و بنا بر اول تخصيص آن.
٣٥٥٦ ان مع كل انسان ملكين يحفظانه فاذا جاء اجله خليا بينه و بينه و ان الاجل لجنة حصينة.
بدرستى كه با هر آدمى دو فرشتهاند كه نگاهدارى ميكنند او را، پس هر گاه بيايد اجل او وامىگذارند ميانه او و ميانه اجل او، و بدرستى كه اجل هر آينه سپرى است نگاهدارنده، «اجل» مرگ را گويند و مدت زمان زندگانى را نيز گويند و اجل اول در اين فقره مباركه بمعنى اول است و دوم بمعنى دوم است، و «بودن اجل بآن معنى سپرى نگاهدارنده» باعتبار اين است كه هرگاه زمانى از براى زندگانى