شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٩ - ٢٧٨٣ الا و قد امرتم بالظعن و دللتم على الزاد فتزودوا من الدنيا ما تحوزون به انفسكم غدا
اگر مؤاخذه ديگر بر او نباشد و همين مكروه كم نيست.
٢٧٨٢ و ازمع الترحال عباد الله الاخيار و باعوا قليلا من الدنيا لا يبقى بكثير من الآخرة لا يفنى.
و بدانيد كه عزم كردند كوچ را بندگان نيكوكار خدا، و فروختند اندكى از دنيا را كه باقى نمىماند ببسيارى از آخرت كه فانى نمىشود، و مراد به «كوچ» رفتن بسفر آخرت است و مراد به «عزم آن» اين است كه هميشه در فكر آن و تهيه اسباب آن و تحصيل زاد و توشه از براى آنند و «قليلى از دنيا كه فروختهاند» آن است كه صرف كردهاند آن را در راه خدا يا گذاشتهاند از سر آن از براى مشغول شدن بامور اخروى، چه همه دنيا قليلى است و هيچ قدر ندارد نسبت بنعماى آخرت، پس قدرى از آن كه احدى صرف كند يا از سر آن بگذرد چه قدر خواهد داشت؟
و مراد به «بسيارى از آخرت» آن قدرى است كه داده مىشود از آن بهر نيكو كارى چه أدناى مراتب آن بسيار است و زياده است از تمام دنيا چنانكه در احاديث وارد شده و «باقى نماندن دنيا و فانى نشدن آخرت» ظاهر است، و ظاهر است كه نعمت باقى هر چند اندك باشد بهتر است از آنچه زايل شود هر چند بسيار باشد چه جاى اين كه باقى بسيار باشد و فانى اندك.
٢٧٨٣ الا و قد امرتم بالظعن و دللتم على الزاد فتزودوا من الدنيا ما تحوزون[١] به انفسكم غدا.
بدانيد و بتحقيق كه فرمان داده شدهايد بسفر و راه نموده شدهايد بتوشه، پس تو شد برداريد از دنيا آنچه را جمع كنيد بآن نفسهاى خود را فردا، يعنى مالك آنها شويد و حفظ كنيد آنها را از عذاب و عقاب.
[١] - گويا در ساير موارد« تحرزون» نقل شده يعنى نگاهداريد.