شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢٣ - ٣٦٥٩ ان الدنيا دار فجائع من عوجل فيها فجع بنفسه، و من امهل فيها فجع باحبته
و نتواند فهميد آنچه را بپيچيدگى داشته باشد و ظاهر آن مراد نباشد و باعتبار اين كه بصيرت و بينائى نباشد او را افروخته شود آتش شك در دل او باول شبهه كه عارض شود او را در امور دينى يعنى چون فهم و بصيرتى ندارد كه عقايد خود را از روى دليل و برهان ثابت كند بلكه بمجرد تقليد اعتقاد به آنها كند او را رسوخ و ثبات قدمى نباشد در آنها بلكه اول شبهه كه عارض شود او را در يكى از آنها باعث شك او شود در آن، و جزم او بآن زايل گردد، و ظاهر است كه هيچ احدى از اين چند گروه اهليت تحمل آن علوم كه آن حضرت اشاره به آنها فرموده، ندارند، بلكه بايد كه حامل آنها در كمال امانت و ديانت باشد و غرض او محض دين باشد و بهيچ وجه دنيا منظور او نباشد تا اعتمادى باشد بر او در حفظ اسرار و پنهان كردن آنچه اظهار آن نبايد كرد و در كمال تندى فهم و حدت ذهن باشد تا او را بصيرت و بينائى باشد در همه محكمات و متشابهات، و آنچه را اعتقاد كند، از روى دليل و برهان باشد و بسبب شبهات او را شكى عارض نشود.
٣٦٥٨ ان الدنيا دار عناء و فناء و غير و عبر و محل فتنة و محنة.
بدرستى كه دنيا خانه تعب و فناست و تغييرات و عبرتها، و جايگاه فتنه است و محنت.
٣٦٥٩ ان الدنيا دار فجائع من عوجل فيها فجع بنفسه، و من امهل فيها فجع باحبته.
بدرستى كه دنيا خانه مصيبتهاست هر كه تعجيل كرده شد در آن مصيبت زده مىشود بنفس او، و هر كه مهلت داده شود در آن مصيبت زده شود بدوستان خود، مراد اين است كه دنيا از براى همه كس خانه مصيبت است، هر كه تعجيل شود در رفتن او و زود برود مصيبت زده شود بنفس خود يعنى واقع شود مصيبت او يا برسد باو مصيبت خودش يا دردناك شود بمرگ خود، و هر كه مهلت داده شود در آن و طول