شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٩ - ٢٤٠١ اسع فى كدحك و لا تكن خازنا لغيرك
مثل اكثر مردم مباش كه اگر ديگرى گناهى بكند قبيح شمارند آن را، و خود همان گناه را كنند و قبيح ندانند، و راضى باش از براى مردم به آن چه راضى باشى بآن از براى نفس خود يعنى روا مدار بر ايشان چيزى را كه راضى نباشى بآن از براى خود.
و در بعضى نسخهها بلكه اكثر آنها «من الناس» است و بنا بر اين معنى اين است كه: راضى باش از مردم به آن چه راضى باشى بآن از براى نفس خود يعنى از سلوكى كه ايشان با تو بكنند راضى باش بمانند سلوكى كه تو راضى باشى بآن كه با ايشان بكنى و توقع زياد بر آن مدار پس اگر بسلوكى كه راضى نباشى كه با تو بكنند تو نيز آن نحو سلوك با ايشان مكن و نسخه اول ظاهرتر است.
٢٤٠٠ و اخلص لله عملك و عملك و حبك و بغضك و اخذك و تركك و كلامك و صمتك.
خالص گردان از براى خدا كردار خود را و علم خود را و دوستى خود را و دشمنى خود را و گرفتن خود را و واگذاشتن خود را و گفتار خود را و خاموشى خود را يعنى جميع كارهاى خود را خالص گردان از براى خدا كه از براى محض تقرب باو و امتثال فرمان او باشد و آميخته بغرض ديگر نباشد و مراد بگرفتن و واگذاشتن يا گرفتن مردم و واگذاشتن ايشان است يعنى هر كه را كه بگيرى از براى اين كه آزاد كنى و هر كه را كه واگذارى همه از براى خدا باشد يا گرفتن چيزى از كسى و واگذاشتن آن يعنى هر جا چيزى بگيرى از هديه يا زكاة يا غير آن و هر جا نگيرى و واگذارى، همه خالص باشد از براى خداى عز و جل.
٢٤٠١ اسع فى كدحك و لا تكن خازنا لغيرك
سعى كن در عمل از براى خود و مباش خزانهدار از براى غير خود يعنى چنين كه سعى كنى در جمع كردن دنيا و صرف نكنى آن را و بگذارى از براى ديگرى.