شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٢ - ٣٤٠٤ ان بذل التحية من محاسن الاخلاق
كه هر جمعى از آنها و هر جمعى از اينها موافقاند و زياد و كمى در هيچ يك از آنها نيست پس هر جمعى از آنها يك جمعىاند از اينها، چه ظاهر است كه هر جمعى از آنها هر جمعى از اينها بمعنى ظاهر آن نمىتواند بود، و همچنين اگر لام ابطال جمعيت كند و بمعنى «كل واحد» شود چنانكه مذهب محققين ايشان است معنى اين است كه هر واحدى از پرهيزگاران هر واحديست از موصوفين باين صفات باين معنى كه هر واحد از آنها و هر واحد از اينها با يكديگر مطابقاند و هر واحد از آنها يك واحدى است از اينها، نه اين كه هر واحد از آنها هر واحدى است از اينها بمعنى ظاهر آن، زيرا كه فساد آن ظاهر است.
٣٤٠٢ ان اهل النار كل كفور مكور.
بدرستى كه اهل آتش هر بسيار كفران كننده بسيار مكر كننده است يعنى بسيار كفران كننده نعمتهاى حق تعالى باين كه اطاعت و انقيادى كه بر او لازم است از براى شكر آن نعمتها اصلا بجا نياورد، يا اين كه كم بجا آورد و غالب حال او عصيان و نافرمانى باشد.
٣٤٠٣ ان الفجار كل ظلوم ختور.
بدرستى كه فاسقان هر بسيار ستم كننده بسيار بيوفائى است، و تخصيص به بسيار ستم كننده و بسيار بيوفا، شايد باعتبار اين باشد كه ستم و بيوفائى هرگاه نادر باشد داخل گناه صغيره باشد و باعث فسق نگردد.
٣٤٠٤ ان بذل التحية من محاسن الاخلاق.
بدرستى كه بذل تحيت يعنى عطا و بخشش آن از نيكوهاى خصلتهاست، «تحيت» بمعنى سلام است و گاهى هر احسانى را نيز «تحيت» گويند چنانكه در تفسير على بن ابراهيم در آيه كريمه «و إذا حييتم بتحية فحيوا بأحسن منها أو ردوها»» و