شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٣ - ١٨٩٥ الكيس من أحيا فضائله و أمات رذائله بقمعه شهوته و هواه
اول مثل صبر بر مصيبتها و بر زحمت و تعب طاعات و عبادات و دوم صبر از چيزى است كه دوست دارد و شرعا حرام يا مكروه باشد، پس صبر از آن و مرتكب آن نشدن اگر حرام باشد واجب است و اگر مكروه مستحب، و بر هر تقدير پسنديده و محمود است.
١٨٩٣ الصبر أحسن خلل الايمان و أشرف خلايق الانسان.
صبر بهترين جامههاى ايمان است و بلندترين خويهاى آدمى مراد به «جامههاى ايمان» صفاتى چند است كه فرو گرفتهاند ايمان را و جدا نشود ايمان از آنها مانند جامه كه فرو گيرد آدمى را و آدمى بىجامه نباشد.
١٨٩٤ الشك يفسد اليقين و يبطل الدين.
شك فاسد مىگرداند يقين را و باطل مىگرداند دين را، مراد شكى است كه در امور دينى باشد از احوال مبدأ و معاد كه يقين در آنها بايد و پوشيده نيست كه «يقين» اعتقادى را گويند كه احتمال خلاف در آن بهيچ وجه ندهد پس فاسد كردن شك آن را امرى است ظاهر و محتاج ببيان نيست مگر اين كه از براى توطئه و تمهيد، و يبطل الدين باشد و مراد اين باشد كه شك فاسد ميكند يقين را پس باطل ميكند دين را زيرا كه در دين يقين بايد و ممكن است كه مراد بيقين در اينجا معنى متعارف نباشد بلكه بمعنى اعتقاد صحيح مقبول باشد و مراد بشك آن باشد كه احتمال خلاف در آن دهد هر چند احتمال بعيدى باشد كه در اصطلاح آن را و هم گويند و مراد اين باشد كه اعتقاد صحيح مقبول آن است كه احتمال خلاف در آن ندهد پس اگر احتمال خلاف دهد هر چند بعيد داند اعتقاد مقبول نباشد و دين باطل گردد.
١٨٩٥ الكيس من أحيا فضائله و أمات رذائله بقمعه شهوته و هواه.
زيرك كسى است كه زنده كرده باشد فضائل خود را يعنى صفاتى را كه باعث