شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠ - ١٧٠٤ العدل رأس الايمان و جماع الاحسان
كند بهمه مردم و بهيچ كس بدى نكند و اين معنى مخصوص جمعى خاص كه غرضى بخصوص ايشان تعلق گرفته باشد نباشد.
١٧٠٠ الشجاعة نصرة حاضرة و فضيلة ظاهرة.
شجاعت يارى است حاضر آماده يعنى يارى كننده است از براى صاحب خود كه هميشه حاضر است نزد او و فضيلت و برترى است ظاهر و آشكارا و در بعضى نسخهها «قبيلة» بدل «فضيلة» واقع شده و بنا بر اين مراد اين است كه شجاعت بمنزله قبيله است آشكارا كه يارى اين كس كنند و نسخه اول ظاهرتر است.
١٧٠١ العلم وراثة كريمة و نعمة عميمة.
علم ميراث بردنى است گرامى زيرا كه هر كه را علم باشد در حقيقت آن را ميراث برده از انبياء و اوصياء و ساير علماء و نعمتى است عام كه اثر آن بسيارى مردم برسد.
١٧٠٢ الانصاف يرفع الخلاف و يوجب الايتلاف.
انصاف يعنى عدل و دادگرى زايل ميكند مخالفت مردم را و باعث الفت ايشان مىشود بصاحب آن.
١٧٠٣ التقوى جماع التنزه و العفاف.
ترس از خدا بسيار جمع كننده و فراهم آورنده پاكيزگى در پرهيزگارى است مراد به «پاكيزگى» همان پرهيزگارى است كه پاكيزگى از گناهان است يا پاكيزگى لباس و وضع و ساير اسباب اين كس است و بنا بر اين پرهيزگارى تأكيد سابق نخواهد بود.
١٧٠٤ العدل رأس الايمان و جماع الاحسان.
عدل و دادگرى سر ايمان و اشرف اجزاى آن است و گرد آورنده نيكوئى است يعنى باعث اين شود كه نيكوئى كار در صاحب آن جمع شود.