شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٢ - ٣٠٧١ اولى من احببت من لا يقلاك
٣٠٦٨ احق من بررت من لا يغفل[١] برك.
سزاوارتر كسى كه نيكوئى كنى باو كسى است كه غافل نباشد از نيكوئى تو، يعنى شكر آن را بجا آورد يا اين كه او نيز نيكوئى كند بتو و غافل نشود از آن.
٣٠٦٩ احق من شكرت من لا يمنع مزيدك.
سزاوارتر كسى كه شكر كنى او را كسى است كه منع نكند زيادتى ترا يعنى هر چند شكر او بكنى او زياد كند نعمت ترا، و «منع نكند زيادتى ترا» يعنى زياد كردن نعمت را از براى تو، و ممكن است مراد خصوص حق تعالى باشد كه هر چند آدمى شكر او بكند نعمت او را زياد كند و در هيچ مرتبه نايستد از زيادتى و منع نكند آن را، و ديگران را اين معنى مقدور نيست، و ممكن است كه مراد به «كسى كه منع نكند زيادتى ترا» اين باشد كه عطائى كه باو بكنى شكر تو كند تا باعث زيادتى تو شود يعنى باعث اين شود كه تو عطاى او را زياد كنى يا نعمت تو زياد شود بسبب زياد كردن عطا، بخلاف كسى كه شكر نكند و اين باعث اين شود كه تو عطاى او را زياد نكنى پس گويا مانع شده از زيادتى تو يعنى زياد كردن تو يا زياد شدن نعمت تو و مراد به «شكر كردن چنين كسى» جزاى شكر او دادن است بزياد كردن نعمت او و دانستن قدر او و احسان او و نشر آن و مانند اينها.
٣٠٧٠ احق من ذكرت من لا ينساك.
سزاوارتر كسى كه ياد كنى او را كسى است كه فراموش نكند ترا.
٣٠٧١ اولى من احببت من لا يقلاك.
سزاوارتر كسى كه دوست دارى كسى است كه ترك نكند ترا يعنى هميشه الفت و مصاحبت كند با تو و ترك نكند ترا.
[١] - در نسخ« عن» نيست تا از قبيل« عقل عن الشيء أى تركه و سها عنه» باشد و در كتب لغت گفتهاند:« غفل الشى- ستره» طالب دقت خودش تحقيق كند.