شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢١ - ٣٦٥٧ ان ههنا و اشار بيده الى صدره لعلما جما لو اصبت له حملة بلى اصيب لقنا غير مأمون عليه مستعملا آلة الدين للدنيا او مستظهرا بنعم الله على عباده و بحججه على اوليائه، او منقادا لحملة الحق لا بصيرة له فى احنائه، ينقدح الشك فى قلبه لاول عارض من شبهة
براى او در ذكر حكيم و نرسد بتمام آن يا مانع نشده ميانه او و آن از براى اراده اين كه برسند بكمتر از آن و نرسد بآن، و ممكن است كه «دون» بمعنى كمتر نباشد بلكه بمعنى نزد باشد و معنى اين باشد كه مانع نشده ميانه بنده در حال ضعف او و كمى چاره او يا بسبب آنها و ميانه اين كه برسد نزد آنچه ناميده شده از براى او در ذكر حكيم، و «بودن شناسنده اين معنى كه عمل كند بآن بزرگترين مردم از روى آسايش در سود» اين است كه چنين كسى يا در اصل سعى نكند و راضى باشد به آن چه باو برسد يا سعى زياد نكند و بنا بر اول فارغ باشد از مشقت سعى از براى آنها بالكليه، و بنا بر دوم فارغ باشد از تعب سعى زياد از براى آنها، و بر هر تقدير بزرگ باشد راحت و آسايش او و مشغول گردد بسعى از براى آخرت، پس بزرگ باشد منفعت و سود او، و «كسى كه شك داشته باشد در اين معنى يا ترك كند عمل بآن را» مشغول گردد بسعى زياد از براى دنيا و چنانكه بايد بامور آخرت نپردازد پس بزرگترين مردم باشد از روى مشغولى بزيان و خسران خود.
٣٦٥٧ ان ههنا و اشار بيده الى صدره لعلما جما لو اصبت له حملة بلى اصيب لقنا غير مأمون عليه مستعملا آلة الدين للدنيا او مستظهرا[١] بنعم الله على عباده و بحججه على اوليائه، او منقادا لحملة الحق لا بصيرة له فى احنائه، ينقدح الشك فى قلبه لاول عارض من شبهة.
بدرستى كه در اينجا (و اشاره كردند بدست خود بسينه مبارك خود) هر آينه
[١] - در حاشيه نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار اين عبارت نيز در اينجا ضبط شده است:
« و در كتاب مستطاب نهج البلاغه« مستظهر» بى لفظ« او» نقل شده و بنا بر اين اين نيز وصف فرقه اول است كه بكار برند افزار دين را از براى دنيا، و يارى جويند بنعمتهاى خدا و حجتهاى او، چنانچه شرح شد، منه مد ظله العالى».