شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٩٣ - ٢٣٤٩ اذكر عند الظلم عدل الله فيك، و عند القدرة قدرة الله عليك
٢٣٤٨ انعم[١] تشكر و ارهب تحذر و لا تمازح فتحقر[٢].
نعمت بده بمردم تا سپاس كرده شوى، و بترس از خدا تا اجتناب كنى از معاصى او، و مزاح و خوش طبعى مكن پس حقير و كوچك شمرده شوى، يعنى اگر مزاح بكنى حقير و كوچك شمرده شوى و وقع تو در نظرها كم شود. و قبل از اين مذكور شد كه مراد مزاح زياد كردن است نه اين كه در اصل مزاح نكند، زيرا كه گاهى مزاح باعث اين نشود كه وقع او كم گردد چنانكه از آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه نيز نقل كردهاند كه گاهى مزاح مىفرمود و با وجود آن در كمال هيبت بود بلكه از اعلى حضرت رسالت پناهى نيز نقل كردهاند كه گاهى مزاح مىفرمودند، و پوشيده نيست كه آنچه نوشته شده در معنى «و ارهب تحذر كه بترس از خدا تا اجتناب كنى از معاصى او» بنا بر اين است كه «تحذر» بفتح تاء بصيغه معلوم خوانده شود، و ممكن است كه بضم تاء بصيغه مجهول خوانده شود و بنا بر اين معنى اين است كه: بترس از خدا تا مردم از تو حذر كنند و در انديشه باشند.
٢٣٤٩ اذكر عند الظلم عدل الله فيك، و عند القدرة قدرة الله عليك.
ياد كن نزد ستم كردن عدل و دادگرى خدا را در باره تو، و نزد توانائى توانائى خدا را بر تو يعنى هرگاه خواهى ستمى بر كسى بكنى ياد كن كه خداى عز و جل دادگرى خواهد كرد و انتقام آن را خواهد كشيد تا اين معنى باعث اين شود كه ستم نكنى
[١] - بخط شارح( ره)« انعم» بفتح همزه و كسر عين و بكسر همزه و بفتح عين نوشته شده بجهت اشاره باين كه از باب افعال و همچنين از ثلاثى مجرد مانند« اعلم» هر دو صحيح است در صورتى كه وجه اول متعين است در مثل اين مورد فراجع كتب اللغة.
[٢] - شارح( ره) صريحا با تشديد قاف ضبط كرده در صورتى كه ضرورتى داعى بآن نيست زيرا« حقر» متعدى نيز آمده است و در اينجا نظر بهم سجع بودن با دو كلمه سابق بتخفيف بهتر بنظر مىآيد مشاكله و ازدواج ميان آن و دو فقره سابق حاصل شود، فتفطن.