شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥١١ - ٣٤٧٢ ان محل الايمان الجنان و سبيله الاذنان
او باشد و كمتر از آن نباشد و پر زياد از آن نباشد زيرا كه آن هر دو سبب مذمت مردم گردد.
٣٤٧١ ان المودة يعبر عنها اللسان و عن المحبة العينان[١].
بدرستى كه دوستى اظهار ميكند از آن زبان، و از محبت چشمها، و در بعضى نسخهها «العيان» بجاى «العينان» است و بنا بر اين ترجمه اين است كه: «و از محبت ديدن بچشم» و مراد و الله تعالى يعلم اين است كه: دوستى امريست كه اظهار آن بزبان مىشود اما محبت يعنى دوستى واقعى كه ميل دل باشد و بمجرد زبان نباشد اظهار ميكند آن را چشمها يا ديدن بچشم يعنى از معاينه و مشاهده كسى و ملاحظه سلوك و اوضاع و احوال او مىتوان يافت كه دوستى او قلبى و باطنى است يا مجرد دوستى ظاهرى است، و مؤيد اين معنى است آنچه بعضى از مفسرين گفتهاند كه: محبت ميل دل است و مشتق از «حب» بمعنى دانه است كه استعاره كردهاند آن را از براى حبه دل يعنى سويداى آن و بعد از آن اشتقاق كردهاند از آن «حب» را باعتبار اين كه بحبه دل رسيده و قرار گرفته در آن.
٣٤٧٢ ان محل الايمان الجنان و سبيله الاذنان.
بدرستى كه جاى ايمان دل است و راه آن گوشهاست، «بودن دل جاى ايمان» باعتبار اين است كه اصل ايمان اعتقاد است و جاى آن دل است و اعمال جزو ايمان نيست چنانكه مشهور است. ميانه علما چنانكه قبل از اين مذكور شد و بر تقديرى كه جزو ايمان باشد ظاهر است كه اعتقاد عمدهتر است و عقاب بر اخلال بآن زياده است از عقاب باخلال بأعمال، و اما اظهار بزبان پس آن در حقيقت از براى ثبوت ايمان است نه از اجزاى اصل آن، و عدم انكار بزبان اگر چه در ايمان بايد اما آن از امور عدميه است و ظاهر اين است كه از شرايط ايمان باشد نه از اجزاى آن، و «بودن راه آن گوشها»
[١] - شارح( ره) نون تثنيه« العينان» و« الاذنان» را بضم ضبط كرده است.