شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣٧ - ٣٦٧٣ ان الدنيا دار محن، و محل فتن، من ساعاها فاتته، و من قعد عنها و اتته، و من ابصر اليها اعمته، و من بصر بها بصرته
از هر كس كه داشته باشد ربوده خواهد شد، پس حريص بر تحصيل اموال و نفايس آن نبايد بود و كسى را كه باشد علاقه به آنها نبايد داشت، «آگاه باش» يعنى متنبه شو به آن چه مىگويم و «آنست متعرض شونده عتون»، در اكثر نسخهها [عتون] بتاى دو نقطه بالاست بمعنى سخت و بنا بر اين معنى اينست: سخت متعرض شونده است از براى صيد آدمى و بدام كشيدن او، و در بعضى نسخهها «عنون» بنون است، و آن چاروائى است كه پيش قطار باشد در سير و بنا بر اين ممكن است كه معنى اين باشد كه:
متعرض مردم مىشود باين كه پيشاپيش مىرود و مردم از عقب او مىروند و تابع و پيرو اويند، و «جامع» اسبى را گويند كه سركشى كند و غلبه كند بر سوار خود، و «حرون» بحاء و راء هر دو بى نقطه اسبى را گويند كه اطاعت نكند و وقتى كه تند شود در رفتن بايستد و نرود، و وجه تشبيه دنيا به آنها ظاهر است، و همچنين وجه دروغگو بودن و خيانت كننده بودن آن چنانكه اشاره نيز بآن شد.
٣٦٧٣ ان الدنيا دار محن، و محل فتن، من ساعاها فاتته، و من قعد عنها و اتته، و من ابصر اليها اعمته، و من بصر[١] بها بصرته.
بدرستى كه دنيا خانه محنتهاست، و جايگاه فتنههاست، كسى كه طلب كند آن را فوت شود آن او را، و كسى كه بنشيند از آن و طلب نكند آن را موافقت كند با او بنيكوئى، و هر كه نظر كند بسوى آن كور گرداند او را، و هر كه بينا شود بآن بينا گرداند او را، «فوت شدن دنيا در غالب اوقات از كسى كه طلب آن كند، و همچنين آمدن آن پيش كسى كه طلب آن نكند و بى رغبت باشد در آن» امريست كه باستقراء و تتبع معلوم شده و اخبار و آثار نيز مؤكد آن است، و مراد به «نظر كردن بسوى آن» نظر كردن به آنست از روى خواهش و رغبت در آن، و به «بينا شدن بآن» نظر كردن بآن از براى پند و عبرت گرفتن از آن.
[١] - در حاشيه« أبصر بها» بعنوان نسخه بدل از متن بخط شارح( ره) مذكور است.