شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٦ - ١٩٠٤ الصديق الصدوق من نصحك فى عيبك و حفظك فى غيبك و آثرك على نفسه
كنند كه فريب خورده و مراد به «كريم» صاحب جود و بخشش است يا گرامى بلند مرتبه و «مأمون است بر نفس خود يعنى مردم ايمناند از اين كه از او شرى و بدى بايشان رسد و حذر كننده است يعنى احتراز و اجتناب كند از آنچه ضرر و زيان كند بآخرت او.
١٩٠٢ الراضى عن نفسه مغبون، و الواثق بها مفتون.
كسى كه خوشنود باشد از نفس خود غبن دارد بلكه هر چند آدمى در طاعت و فرمانبردارى حق تعالى سعى كند باز بايد كه خود را مقصر داند و خوف آن داشته باشد كه از عهده تكليفات او بر نيامده باشد و طاعات او مقبول در گاه او نباشد كه اگر حكم كند بقبول آنها و خوبى خود «عجب» خواهد بود و آن بدترين صفات است، و كسى كه اعتماد دارد بر نفس خود بفتنه افتاده است و اين يا بمنزله تأكيد سابق است يا مراد اين است كه كسى كه اعتماد دارد بر خود كه بعد از اين نيز خوب خواهد بود و عاقبت او بخير خواهد بود چنين كسى البته بفتنه افتاده است و بعجب عظيمى گرفتار شده بلكه آدمى هر چند خوب باشد بايد كه خوف اين داشته باشد كه مبادا بر گردد از آن و عاقبت او بد بشود و بحق تعالى متوسل شود كه او را از آن نگاه دارد.
١٩٠٣ الشرير لا يظن بأحد خيرا لأنه لا يراه إلا بطبع نفسه.
آدم بسيار بد گمان نمىبرد بكسى نيكى را از براى اين كه نمىبيند كسى را مگر بخو و خصلت خود يعنى گمان او اين است كه همه كس مثل او و بخو و خصلت اويند پس خيرى در هيچ كس نمىداند.
١٩٠٤ الصديق الصدوق من نصحك فى عيبك و حفظك فى غيبك و آثرك على نفسه.
دوست راستگو كسى است كه ناصح باشد با تو در عيب تو، و نگاه دارد ترا در غايبانه تو، و اختيار كند ترا بر نفس خود مراد به «ناصح بودن در عيب او» اين است كه