شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤١ - ٣٦٧٨ ان الدنيا كالشبكة، تلتف على من رغب فيها، و تتحرز عمن اعرض عنها، فلا تمل اليها بقلبك، و لا تقبل عليها بوجهك، فتوقعك فى شبكتها، و تلقيك فى هلكتها
زيادتى افعال خير، و «بؤس» ممكن است كه بمعنى مطلق سختى باشد چنانكه ترجمه شده، و ممكن است كه سختى حاجت باشد چنانكه معنى شايع آن است و مراد اين باشد كه نعمت آن آميخته است بسختى حاجت بسعى در تحصيل آن و نگاهدارى آن و حاجتهاى ديگر بمطالبى كه حاصل نباشد، و «سعد» امرى را گويند كه بايمن و بركت باشد، «و نحس» مقابل آن است.
٣٦٧٧ ان الدنيا غرارة خدوع، معطية منوع، ملبسة نزوع، لا يدوم رخاؤها، و لا ينقضي عناؤها، و لا يركد بلاؤها.
بدرستى كه دنيا بسيار فريب دهنده بسيار مكر كننده است، بخشنده است منع كننده، پوشاننده است از بركننده، دايم نمىماند فراخى عيش آن، و بسر نمىآيد رنج آن، و نمىايستد بلاى آن، «بودن دنيا بخشنده منع كننده» باعتبار اين است كه ببعضى مردم بخشش كند و بعضى را منع كند و چيزى ندهد بلكه يك شخص را گاهى بخشش كند و گاهى منع كند بلكه هر كه را بخشش كند البته آخر منع كند، و همچنين پوشانيدن و از بركندن آن.
٣٦٧٨ ان الدنيا كالشبكة، تلتف على من رغب فيها، و تتحرز عمن اعرض عنها، فلا تمل اليها بقلبك، و لا تقبل عليها بوجهك، فتوقعك فى شبكتها، و تلقيك فى هلكتها.
بدرستى كه دنيا مانند دام است پيچيده مىشود هر كسى كه رغبت كند در آن، و باز مىايستد از كسى كه در گذرد از آن، پس ميل مكن بسوى آن بدل خود، و رو مياور بر آن بروى خود، پس بيندازد ترا در دام خود، و بيفكند ترا در هلاك خود يعنى اگر چنين نكنى و ميل كنى بسوى آن و رو آورى بر آن بيندازد ترا در دام خود، و بيفكند ترا در هلاك خود يعنى هلاكى كه ناشى شود از آن كه هلاكت