شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٩ - ١٩١٤ الحمق الاستهتار بالفضول و مصاحبة الجهول
ستم او بمذمت كننده او چيزى، و دادگر بخلاف اين است يعنى مردم او را دوست دارند و مدح و ثنا كنند حتى جمعى كه نرسيده باشد از دادگرى او بايشان نفعى.
١٩١١ العاقل من وضع الاشياء مواضعها و الجاهل ضد ذلك.
عاقل كسى است كه بگذارد چيزها را در جايگاههاى آنها و نادان بر خلاف اين است، و پوشيده نيست كه از جمله گذاشتن هر چيز در جاى آن اين است كه اگر احسان كند بكسى كند كه اهليت آن داشته باشد و اگر منع كند از كسى كند كه مستحق منع باشد مثل اين كه داند كه در مصارف بد صرف ميكند و اگر مدح كند كسى را كند كه سزاوار آن باشد و اگر مذمت كند كسى را كند كه مستحق آن باشد و همچنين اين كه سلوك كند با هر كسى بقدر رتبه و پايه او، و بر اين قياس در ساير امور.
١٩١٢ العالم و المتعلم شريكان فى الاجر و لا خير فيما بين ذلك.
عالم و كسى كه از او تعليم گيرد هر دو شريكند در اجر و ثواب و خيرى نيست در آنچه در ميانه اين باشد يعنى در كسى كه نه عالم باشد و نه متعلم، و در احاديث بسيار وارد شده كه مراد به «عالم» ائمه است صلوات الله عليهم و به «متعلم» شيعيان ايشان، و غير ايشان بمنزله خس و خاشاكى چندند.
١٩١٣ الدنيا دول فأجمل فى طلبها و اصطبر حتى تأتيك دولتك.
دنيا دولتهائى است پس رعايت وسط كن در طلب آن و افراط مكن و صبر كن تا بيايد بتو دولت تو، يعنى دنيا بر يك دولت قرار نگيرد و هر چندى دولت جمعى باشد پس پر سعى مكن در طلب دنيا و در دولتى كه دانى نفعى بتو ندارد طلب مكن و تعب و زحمت عبث مكش، و صبر كن تا بيايد دولت تو اگر از اهل دولت باشى.
١٩١٤ الحمق الاستهتار بالفضول و مصاحبة الجهول.
حماقت و كم عقلى مشغول شدن بزيادتيهاست و مصاحبت با نادان، مراد به