شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٦ - ٣٥٥٣ ان امرنا صعب مستصعب لا يحتمله الا عبد امتحن الله قلبه للايمان و لا يعى حديثنا الا صدور امينة و احلام رزينة
نمىكند آن را يا بحقيقت كنه آن نمىرسد مگر بنده كه گنجايش داده باشد خدا دل او را از براى ايمان يا آزموده باشد دل او را از براى ايمان يعنى آن را قابل ايمان بآن دانسته باشد پس ايمان بآن را باو بخشيده باشد، و مراد باين كه «حفظ نمىكند حديث ما را» نيز همين باشد يعنى آنچه از حقيقت أحوال ما حديث كنند حفظ نمىتواند كرد و اعتقاد بآن نكند مگر سينههاى استوار و عقلهاى با آرام و قرار كه شكوك و شبهات را به آنها راهى نباشد و بسبب آنها متردد و متحير نباشند و ممكن است كه مراد به «امر» فرمان باشد يعنى فرمانهاى ما و اطاعت ما در آنها بر وجهى كه بايد سخت سخت شمرده شده است و بر نمىدارد آن را يعنى اطاعت آن نمىكند مگر بنده كه گنجايش داده باشد خدا دل او را از براى ايمان يا آزموده باشد آن را از براى ايمان بسبب اين كه اصلا ما راه مساهله و مداهنه در احكام شريعت مقدسه نمىدهيم و مثل ائمه ديگر كه ائمه ضلال باشند مسامحه در آنها نمىكنيم و مراد باين كه «حفظ نمىكند حديث ما را» نيز همين باشد يعنى حفظ نمىكند حديث ما را بر نحوى كه حقيقت حفظ باشد يعنى باين كه عمل كند به آنها و تجاوز نكند از چيزى از آنها مگر سينهها و عقلهاى چنان و چنان، و ممكن است كه مراد به «حفظ حديث ايشان» حفظ بعضى از احاديث ايشان باشد بعنوان فهميدن و مراد اين باشد كه: بعضى از احاديث ما چنان است كه نمىفهمد آنها را مگر چنان بنده مانند آيات متشابهه قرآن مجيد كه نمىداند تأويل آنها را مگر راسخون در علم، و ممكن است كه مراد به «امر» نيز همين باشد و غرض از تمام كلام اين باشد كه: بعضى از احاديث ما را همه كس نمىفهمد و قبول نمىكند مگر بنده چنان و سينهها و عقلهاى چنان، و عقلهاى ديگر قاصر است از فهميدن آنها و آنچه را مىفهمند از آنها معقول نمىدانند پس رد ميكنند آنها را، و مؤيد اين معنى است آنچه روايت كرده ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى در كتاب كافى از حضرت امام بحق ناطق امام جعفر صادق صلوات الله و سلامه عليه كه فرموده: مذكور شد تقيه روزى نزد على بن الحسين ٨ يعنى امام زين العابدين