شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٧ - ٣١٩٧ اعظم الناس وزرا العلماء المفرطون
نزديكترست بسوى خدا نزديكى معنوى يعنى مرتبه و منزلت او نزد خداى عز و جل بلندترست.
٣١٩٤ اعيى ما يكون الحكيم اذا خاطب سفيها.
عاجزترين بودن حكيم يعنى داناى درست راست آن گاه است كه سخن گويد با سفيهى يعنى نادانى يا كم عقلى، و ممكن است كه معنى اين باشد كه عاجزترين آنچه ميباشد حكيم بر آن آن گاهست كه سخن گويد با سفيهى، و حاصل هر دو يكى است يعنى در هيچ وقتى و حالى بعاجزئى كه آن وقت و حال دارد نباشد.
٣١٩٥ اول المروءة طاعة الله و آخرها التنزه عن الدنايا.
اول مروت يعنى مردى يا آدميت فرمانبردارى خداست و آخر آن پاكيزگى از دنايا، يعنى صفاتى كه باعث پستى مرتبه و خفت و ذلت گردد.
٣١٩٦ اهل الدنيا عرض النوائب و ذرية المصائب و نهب الرزايا.
اهل دنيا مال يا غنيمت[١] يعنى تاراج برده شده مصيبتهاست، و بباد برده شده ماتمهاست، و بغارت برده شده مصيبتهاست، حاصل هر سه يكى است و غرض تأكيد است.
٣١٩٧ اعظم الناس وزرا العلماء المفرطون.
بزرگترين مردم از روى گناه علماى تقصير كنندهاند، و ممكن است «مفرطون» بتخفيف را از باب افعال خوانده شود و بنا بر اين بمعنى «از حد بيرون روندگان» خواهد بود، و حاصل هر دو يكى است.
[١] - شارح( ره) در اين كلمه اشتباه فرموده و آنرا بعين بى نقطه يعنى« عرض» خوانده كه بمعنى خواسته و متاع است در صورتى كه آن بدون شبهه بغين معجمه است يعنى نشانه، و معنى اين است كه:« اهل دنيا نشانه تيرهاى حوادث و مصيبتهايند».