شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٤ - ٢٦٥٨ اياك و الشح فانه جلباب المسكنة و زمام يقاد به الى كل دناءة
٢٦٥٥ اياك و السفه فانه يوحش الرفاق.
دورى كن از سفاهت پس بدرستى كه آن ميراند رفيقان را و «سفاهت» بمعنى كمى حلم و نقيض آن و جهل هر سه آمده، و در اين عبارت معنى دوم مناسبتر است زيرا كه كسى را كه حلم اصلا نباشد رفقا از او زود وحشت كنند و برمند و كمى حلم و جهل چندان سبب رميدن ايشان نمىشود.
٢٦٥٦ اياك و التسرع الى العقوبة فانه ممقتة[١] عند الله و مقرب من الغير.
بپرهيز از شتاب كردن بسوى عقوبت يعنى عقوبت كردن كسى كه گناهى نسبت بتو كرده باشد پس بدرستى كه آن جاى دشمنى است يا آلت دشمنى است نزد خدا يعنى حق تعالى با اين خصلت دشمن است يا آن سبب دشمنى حق تعالى گردد، و نزديك گرداننده است بحادثهها كه تغيير دهند دولتها و نعمتها را.
٢٦٥٧ اياك و البغى فانه يعجل الصرعة و يحل بالعامل به العبر.
بپرهيز از بغى يعنى ستم يا سركشى و بلندى كردن يا دروغ، پس بدرستى كه آن شتاب ميكند انداختن را و فرود مىآورد بعمل كننده بآن اندوهها را يا گريهها را، يعنى صاحب خود را زود مىاندازد در بلاها و هلاكت و عاقبت فرود آورد باو اندوهها يا گريهها را.
٢٦٥٨ اياك و الشح فانه جلباب المسكنة و زمام يقاد به الى كل دناءة.
بپرهيز از بخيلى پس بدرستى كه آن پيراهن درويشى است، و مهاريست كه
[١] - بنا بر آنكه اسم آلت باشد چنانكه شارح( ره) احتمال داده بايد بكسر ميم قرائت شود.