شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٣ - ٣٣٤٢ افقر الناس من قتر على نفسه مع الغنى و السعة و خلفه لغيره
و ممكن است كه شامل امور ضروريه دنيوى نيز باشد و در بعضى احاديث وارد شده كه: عمل كن از براى آخرت خود چنانكه گويا مىميرى فردا و عمل كن از براى دنياى خود چنانكه گويا زندگانى ميكنى هميشه، و پوشيده نيست كه غرض از آن اهتمام بعمل از براى آخرت است چه ظاهر است كه كسى كه داند كه فردا مىميرد كمال اهتمام ميكند در توبه و بازگشت و آنچه ميسر باشد او را از اعمال و افعال خير، و اما در عمل از براى دنيا ممكن است كه مراد اين باشد كه در آن مضايقه از تأخير و پس انداختن مكن مانند كسى كه اعتقاد داشته باشد كه هميشه زندگانى ميكند و گويد كه: امروز اين كار را اگر نكنم سهل است فردا خواهم كرد و همچنين در فردا، و همچنين ممكن است كه مراد تحريص بر اهتمام در امور ضروريه آن نيز باشد چه كسى كه اعتقاد اين داشته باشد كه هميشه زندگانى خواهد كرد احتياج او بدنيا بيشتر است پس سعى در استحكام امور ضروريه آن بيشتر بكند بخلاف كسى كه داند كه دنيا چند روزى است چه او گويد كه اين چند روز بهر نحو كه باشد مىگذرد و قابل اهتمام بامور آن نيست و الله تعالى يعلم.
٣٣٤٢ افقر الناس من قتر على نفسه مع الغنى و السعة و خلفه لغيره.
درويشترين مردمان كسى است كه تنگ بگيرد بر نفس خود با توانگرى و فراخى، و پس اندازد آن را از براى غير خود، «درويشتر بودن او» باعتبار اين است كه در دنيا خود را درويش كرده و در آخرت نيز درويش خواهد بود بخلاف درويشان ديگر كه اگر در دنيا زحمت درويشى بكشند در آخرت تلافى آن بشود و توانگر گردند، و ايضا درويشى چنين كسى ما دام كه چنين باشد چاره ندارد و اميد زوالى از براى آن نيست بخلاف درويشيهاى ديگر كه ممكن است زوال آن برو آوردن وسعت و توانگرى.