شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٧ - ٢١٠١ السيد من لا يصانع و لا يخادع، و لا تغره المطامع
٢٠٩٨ الطمع مورد غير مصدر و ضامن غير موف.
طمع وارد سازنده است غير برگرداننده و ضامن شونده است غير وفا كننده يعنى خفت و ذلت و رنج و تعب بر صاحب خود وارد سازد و چيزى از آنها را بر نگرداند يا اخراجات بر اين كس وارد سازد و چيزى از اخراجات و مؤنات را برنگرداند و ضامن شود كه از براى اين كس نفعى حاصل كند اما وفا بآن نكند و ضرر آن بيش از نفع آن باشد.
٢٠٩٩ العقل صاحب جيش الرحمن، و الهوى قائد جيش الشيطان، و النفس متجاذبة بينهما فأيهما غلب كانت فى حيزه.
عقل سردار لشكر پروردگار است، و هوى و خواهش كشنده لشكر شيطان، و نفس كشيده شونده ميانه ايشان، پس هر يك از ايشان غالب شوند نفس خواهد بود در جايگاه آن.
٢١٠٠ العقل و الشهوة ضدان و مؤيد العقل العلم و مزين الشهوة الهوى، و النفس متنازعة بينهما فأيهما قهر كانت فى جانبه.
عقل و خواهش دو دشمناند با يكديگر، و يارى دهنده عقل علم است و آرايش دهنده خواهش آرزو و هوس، و نفس نزاع كرده شده است بر سر آن ميانه آنها پس هر كدام از ايشان غلبه كند بر ديگرى خواهد بود نفس در طرف او.
٢١٠١ السيد من لا يصانع و لا يخادع، و لا تغره المطامع.
بزرگ و مهتر كسى شود كه بصنعت و پيشه كار نكند[١] و فريب ندهد مردم را و فريب ندهد او را طمعها، و ممكن است كه «يصانع» بمعنى آن باشد كه رشوه
[١] - در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار معنى چنين نوشته شده است:
« بزرگ و مهتر كسى است كه مداهنه و مدارا نكند و فريب ندهد مردم را»