شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣ - ١٨٠٧ الخرق معاداة الاراء و معاداة من يقدر على الضراء
كينهها، يعنى از اين كه آدمى از براى امور دنيا كينه كسى را در دل گيرد و فرمان اين كينه برد و خواهد كه اذيتى باو رساند.
١٨٠٥ إخوان الصدق زينة فى السراء و عدة فى الضراء.
برادران راستى يعنى آنان كه دوستى ايشان راست باشد و بمحض زبان نباشد زينت و آرايشىاند در شادى و سرور، و مهيا كرده شدهاند در سختى يعنى مهيا كرده شدهاند از براى اين كه در سختيها مدد اين كس كنند و اگر توانند دفع بلا و اذيت از اين كس كنند و اگر نه رفيق و همراه باشند با اين كس، و بايشان انس و آرام گيرد و بلا و مصيبت چندان ننمايد.
١٨٠٦ الدولة ترد خطأ صاحبها صوابا و صواب ضده خطاء.
دولت برميگرداند خطاى صاحب آنرا صواب و درستى خلاف آنرا خطا، يعنى صاحب دولت اگر خطائى بكند مردم آنرا صواب و درست وانمايند و خلاف آنرا كه صواب و درست باشد خطا گويند و غلط شمارند.
١٨٠٧ الخرق معاداة الاراء و معاداة من يقدر على الضراء.
حماقت و كم عقلى دشمنى كردن است با رأيها و انديشهها و دشمنى كردن با كسى كه قادر باشد بر ضرر رساندن باين كس، و مراد به «دشمنى كردن با رأيها» اين است كه هرگاه رأى مردم بر چيزى قرار گيرد دشمنى كند با آن رأيها و حكم بخطاى آنها كند و گويد كه رأى صواب فلان است خلاف رأى ايشان، و اين در وقتى است كه داند كه رأى ايشان درست است و رأى او غلط، و از راه عداوت با صاحب رأيها چنين كند، و ممكن است كه مطلق باشد و شامل صورتى نيز باشد كه در واقع رأى ايشان را غلط داند و رأى خود را صواب داند و «كم عقلى بودن آن» باعتبار اين باشد كه كم است جمعى در رأيى متفق باشند و غلط كرده باشند و رأى او بتنهائى صواب باشد پس جرأت بر چنين امرى كردن و قرار بر رأى خود دادن حماقت و كم عقلى