شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٧ - ١٩٧٥ الموقنون و المخلصون و المؤثرون من رجال الأعراف
روايت شده از حضرت صادق ٧ كه فرموده: هر امتى را حساب ميكند ايشان را امام زمان ايشان و مىشناسند ائمه دوستان خود را بسيماى ايشان و اين است قول حق تعالى: «و على الأعراف رجال يعرفون كلا بسيماهم» پس مىبخشند بدوستان خود نامه ايشان را بدست راست ايشان پس مىروند بسوى بهشت بىحسابى، و مىدهند بدشمنان خود نامه ايشان را بدست چپ ايشان، پس مىروند بسوى جهنم بىحسابى، و اخبار در اين باب بسيار است.
و پوشيده نيست كه چون آيات قرآنى را معانى بسيار باشد ممكن است كه هر يك از اين دو معنى مراد باشد پس منافاتى ميانه احاديث نيست، و ممكن است نيز كه ائمه صلوات الله و سلامه عليهم بر أعراف باشند از براى نشان دادن مردم و جمعى از گنه كاران نيز با ايشان باشند تا وقتى كه ائمه فارغ شوند از كار خود و بروند ببهشت و آن گنهكاران بمانند تا هر وقت كه خدا خواهد پس مراد به «مردان كه بر أعرافند» در آيه كريمه هر دو طايفه باشند و اين يك معنى باشد از براى آيه كريمه، نهايت در احاديث أخيره اكتفا بذكر اصل ايشان شده باشد كه ائمه باشند صلوات الله و سلامه عليهم، و در احاديث اول جمعى مذكور شده باشند كه در أعراف قدرى باقى مانند و پوشيده نيست كه وصف باين كه مىشناسند هر يك را بسيماى ايشان بتفسير دوم أنسب است و بنا بر جمع مذكور ممكن است كه وصف بعضى از ايشان باشد كه اصل و عمدهاند و همچنين منافاتى نيست ميانه اين كه «أعراف» هم آن بلنديها را گويند باعتبار بلندى آنها چنانكه در پاره احاديث مذكوره واقع شده و هم ائمه را گويند باعتبار معرفت ايشان بهمه مردم چنانكه در بعضى واقع شده نهايت در آيه كريمه چون واقع شده كه «بر أعرافند مردانى چند» مراد معنى اول باشد و از احاديث مذكوره ظاهر نمىشود كه مراد بأعراف در آيه كريمه ائمهاند بلكه همين ظاهر مىشود كه ايشان را نيز أعراف مىگويند، و اما آنچه در بعضى احاديث مذكوره واقع شده كه أعراف تلهاست ميانه بهشت و دوزخ