شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٣ - ٢٤٦٣ ابذل لصديقك كل المودة و لا تبذل له كل الطمانينة و أعطه من نفسك كل المواساة و لا تقص اليه بكل أسرارك
و ميانهروى در درويشى و توانگرى، و عدالت گسترى در خشنودى و خشم، مراد اخلاص بخداى عز و جل است و خالص گردانيدن طاعات و عبادات از براى او و آميخته نساختن آنها بغرض ديگر، و همچنين ترس از او در غايبانه مردم و حضور ايشان، «و عدالت در خشنودى و خشم» يعنى خواه از كسى راضى و خشنود باشى و خواه غضبناك و خشمگين بايد با او بعدالت سر كرد.
٢٤٦١ اختر من كل شيء جديده و من الاخوان أقدمهم.
برگزين از هر چيز تازه آن را، و از برادران قديمىتر ايشان را.
٢٤٦٢ استشر أعداءك تعرف من رايهم مقدار عداوتهم و مواضع مقاصدهم.
مشورت كن با دشمنان خود تا بدانى از رأى ايشان مقدار دشمنى ايشان را، و جايگاههائى را كه مقصدهاى ايشان است يعنى اين را كه مقصد هر يك چيست و اين كس را خواهد كه بچه جا فرستد و بچه بلا مبتلا كند.
٢٤٦٣ ابذل لصديقك كل المودة و لا تبذل له كل الطمانينة و أعطه من نفسك كل المواساة و لا تقص اليه بكل أسرارك.
بكاربر از براى دوست خود همگى دوستى را، و بكار مبر از براى او همه آرام را، و ببخش او را از نفس خود تمام مواسات، و حكايت مكن از براى او همه سرهاى خود را، «بكار بر از براى او همه آرام را» يعنى چنين مكن كه از براى او و سعى در حوائج و مطالب او بىآرام گردى و طاعات و عبادات خود را بىآرام و طمأنينه بجا آورى، و معنى «مواسات بكسى» مكرر مذكور شد كه يا رسانيدن مال است باو و يا هر گاه از قدر كفاف خود باشد و اگر از زيادتى بر آن باشد آن را مواسات نگويند يا برابر دانستن او با خود در اموال خود. و «حكايت نكردن همه أسرار»